مستحق كشتن باشد يا نى ؟ اكثر فقها نوشتند . كه باشد و آن فتوى را با عرضه داشتى بدرگاه سلطان ابو سعيد بهادر خان فرستادند . سلطان فرمود كه من حكم قتل درويشان نمىكنم . آنچه مصلحت باشد حكام خراسان بجاى آورند فقهاى سبزوار به سعى بسيار متوجه اصرار شيخ خليفه شده ميان ايشان نزاع كلى روى نمود ) « 1 » .
شهادت شيخ خليفه مازندرانى
بهطورىكه نوشتهاند در اثر تفرقهاندازى و ايجاد اختلاف و شايعات غير واقع فقيهان سبزوار در بين مردم ، بين مريدان و طرفداران شيخ خليفه مازندرانى و طرفداران فقيهان سنى مذهب در سبزوار جنگ درگرفت و همين امر بهانهاى به دست رؤساى مذهبى و حكام مىداد كه كار اجراء يا عدم اجراى حكم قتل شيخ خليفه را كه سلطان ابو سعيد ايلخان به بزرگان و حكام خراسان محول كرده بود به مرحلهء عمل درآورند . بنابراين با استفاده از آشفتگى اوضاع ، دشمنان شيخ خليفه تصميم گرفتند او را پنهانى به قتل رسانند در اجراى اين منظور در 22 ربيع الاول سال 736 هجرى شبانه وى را در همان مسجدى كه مقام داشت حلقآويز كردند . پس آنگاه ( خشتى چند در زير ستون بر يكديگر چيده ديدند چنانچه شخصى خود را به ريسمان آويخته باشد ) « 2 » و چنين نمودند كه شيخ خليفه خودكشى كرده است .
بههرحال صبحگاهان كه شاگردان و مريدان شيخ خليفه به مسجد درآمدند مشاهده كردند كه استاد و رهبر فكرى ايشان را به يكى از ستونهاى مسجد حلقآويز كردهاند و بدين ترتيب رادمردى را كه سخنان دلنشين او مرهم زخم بيچارگان و رنجديدگان عصر ايلخانى بود شهيد كردند . ولى آواى ظلمتشكن وى تأثير خود را بخشيد و همين صداى رسائى كه در حلقوم صاحب اصليش خفه شد اندك
هامش
( 1 ) - حبيب السير خواندمير چاپ خيام جلد سوم صفحه 359 .
( 2 ) - روضة الصفا ميرخواند جلد پنجم صفحه 605 .