قرآن مجيد
« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
چگونه صادق بودى ؟ و در حديث پيغمبر ( ص ) « لو دلى احدكم حبله لهبط على الله » كى راست آمدى ؟ و با هركه در عالم است
« أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
كى بودى ؟ آخر در اين معنى نظر بايد كرد كه بنص قرآن ثالث ثلاثه كفر است كه
« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ »
و رابع ثلاثه صرف ايمان است كه توحيد
« ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ »
چه اگر ثالث ثلاثه بودى متعين بودى و يكى از ايشان ، اما رابع ثلاثه آنست كه بوجود حقانى خويش كه به حكم
« وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ »
ثانى ، واحد ، و ثالث اثنين و رابع ثلاثه ، و خامس اربعه ، و سادس خمسه است ، يعنى محقق حقايق اين اعداد و با همه بىمقارنت و غير همه بىمزايلت ، چنان كه امير المؤمنين على كرم الله وجهه فرموده است كه « هو مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شىء لا بمزايلة » و اين ضعيف در آن مدت كه صحبت با خواجه جهان عزت انصار دولة مىداشت هرچند بعضى طعن مىزدند حق عليم است كه بدين سبب بود كه در استعداد او معنى
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ »
مىيافت و اعتقاد كلى بر آن داشت كه او به سخن مخالفان از حق برنگردد و دعاگو نيز اگر بعيان نيافتى و قول چندين بزرگ در اين معنى متوافق و متطابق نيافتى اين بيان را مكرر نكردى و دلايل بسيار نگفتى بر اين معنى چنان كه در اول شرح فصوص و غيره بيان افتاده است تا دانشمندان محقق كه اصحاب فهوم ذكى باشند با شما تقرير كنند از تطويل و املال احتراز كردم « و من لم يصدق الجملة هان عليه ان لا يصدق التفصيل » حق تعالى همگان را هدايت سوى جمال خويش كرامت كناد « و انا و اياكم لعلى هدى او فى ضلال مبين و الله الموفق و المعين . »