مكتوب شيخ كمال الدين عبد الرزاق كاشانى
امداد تأييد و توفيق و انوار توحيد و تحقيق از حضرت احديت به ظاهر اظهر و باطن انور مولانا اعظم شيخ الاسلام حافظ اوضاع الشرع قدوهء ارباب الطريقة مقيم سر اوقات الجلال مقوم استار الجمال علاء الحق و الدين غوث الاسلام و المسلمين متوالى باد و درجات ترقى در مدارج تخلقوا باخلاق الله متعالى به او ، بعد از تقديم مراسم دعا و اخلاص مىنمايد كه اين درويش هرگز نام خدمتش بىتعظيم تام نبرده باشد ، ليكن چون كتاب عروه مطالعه كردم ، چند بحث در آنجا مطابق معتقد خويش نيافتم بعد از آن در راه امير اقبال مىگفت كه خدمت شيخ علاء الدوله طريقهء محى الدين العربى را در توحيد نمىپسندد ، دعاگو گفت از مشايخ هرك را ديدم و شنيدم بر اين معنى بودهاند و آنچه در عروه يافتم نه بر اين طريقه است ، مبالغه نمودند كه چيزى بنويس ، در اين باب ، گفتم شايد كه موافق خدمتش نيفتد و رنجش نمايند اكنون نمودند كه به مجرد نقل اين سخن رنجش قوى مىنمايد و تشنيع و تخطيه بتكفير مىرساند ، از روى درويشى غريب يافت مرا هرگز صحبتى با ايشان نيفتاده و به مجرد خبر كى تكفير كردن لايق نيست يقين دانند كه آنچه نوشتم از تحقيق است نه از شر نفس و رنجش و فوق كل ذى علم عليم ، پوشيده نيست كه هرچه نه بر قانون كتاب و سنت نبى بود نزد اين طايفه اعتبارى ندارد چه ايشان طريق متابعت مىسپرند و بناى اين معنى بر اين دو آيت است
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
و مردم در سه مرتبه مرتباند .
اول مرتبهء نفس ، و اين طائفه اهل دنيا و اتباع حواساند و اصحاب حجاب منكر حقاند ، چون حق و صفات او نشناسند ، قرآن را سخن محمدى گويند و ايشان را خداى تعالى فرمود :
« قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ »
و