تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
اگر كسى از ايشان ايمان آرد رستگار شود و از دوزخ خلاص يابد . دوم مرتبهء قلب است و اهل اين مقام از آن مرتبه ترقى كرده باشند و عقول ايشان صافى گشته و بدان رسيده كه بآيات حق استدلال كنند و بتفكر در آيات كه افعال و تصرفات الهىاند در مظاهر آفاق و انفس به معرفت صفات و اسماء حق رسند ، چه افعال آثار صفات‌اند و صفات از شوب هوا ببينند و سمع و بصر و كلام حق در عين انفس انسانى و آفاق اين جهانى باز يابند و به قرآن و حقيقت آن معترف شوند «
حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
و اين طايفه اهل برهان باشند و در استدلال ايشان غلط محال بود و چون بنور قدس و اتصال به حضرت احديت كه محل تكثر اسماء است عقول ايشان چنان منور شود كه بصيرت گردد و بتجليات اسماء و صفات الوهى بينا شود و صفات ايشان در صفات حق محو گردد ، آنچه طايفه اولى دانند اين طايفه ببينند . اين هر دو قسم را نفس ناطقه بنور قلب مزكى شود و ليكن طائفه ذو العقول متخلق باخلاق الهى باشند و ذو البصيرت متحقق به آن ، پس بدخلقى از ايشان محال باشد و همه را در مراتب خود معذور بايد داشت « و نرجوا ان نكون منهم » سوم مرتبهء روح بود ، و اهل اين مقام از مرتبهء تجلى صفات گذشته به مرتبهء مشاهده رسيده باشند و شهود جمع احديت يافته و از خفى نيز در گذشته و از حجت تجليات اسماء و صفات و كثرت تعينات رسته و در حضرت احديت حال ايشان
« أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
و اين طائفه خلق را آئينهء حق بينند يا حق را آئينهء خلق و بالاتر از اين استهلاك است در عين احديت ذات و محجوبان مطلق را فرمود
« أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ »
و ماندگان در مقام تجليات اسماء و صفات هرچند بسبب يقين از شك خلاص يافته‌اند ، اما از بقاء على الدوام معنى
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
قاصرند و محتاج به تنبيه
« أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ »
و