تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
هم او گفته است : جمله انبياء براى اين آمده‌اند تا چشم خلق را بگشايند به عيب خود و كمال حق و به عجز خود و قدرت حق و به ظلم خود و عدل حق و به جهل خود و علم حق و به مذلت خود و عزت حق و به بندگى خود و خداوندى حق و به فقر خود و غناى حق و به تقصير خود و نعمتهاى حق و به فناى خود و بقاى حق . و هم بر اين قياس نيز شيخ براى آنست كه چشم مريدان را به اين معانى باز نمايد و ديدهء بصيرت ايشان را بگشايد . پس هرچند مريد در اثبات خود و كمال و معرفت خود بيش كوشد يا عملى بكند كه كمال او بيشتر ظاهر شود شيخ از او بيشتر برنجد چه كه شيخ اين همه رنج را براى او مىكشد تا چشم كمال بين نفس او را ببندد و چشمى كه كمال حق بيند بگشايد ، و او هر لحظه در كمال خود چشم ديگر مىگشايد ، در هر حال او را بند نمايد و اگرنه چنين كند تا او را خبر شود نفس از هر موى چشمى بديدن كمال خود بگشايد و از مشاهدهء حال حق كور گرداند كه خاصيت نفس همين ( خودبينى ) است .