ابراهيم صهبا شاعر نامى معاصر
دوش بر خمخانه وحدت گذارى داشتم
اى « حقيقت » خدمتى الحق بجا فرمودهاى * خويشتن را شهره در مهر و صفا فرمودهاى
دوش بر « خمخانهء وحدت » گذارى داشتم * كز « علاء الدّوله » تجليلى بجا فرمودهاى
با كتاب و چاپ و خطّ خوب و تجليد ظريف * حق آن « پير طريقت » را ادا فرمودهاى
شهر « سمنان » بر تو نازد با چنان قدر رفيع * ز آنكه « سمنان » را عروس شهرها فرمودهاى
اى « حقيقت » از خدا خواهم بجان توفيق تو * ز آنكه در شعر و ادب تحقيقها فرمودهاى
و آن « نگينى » را كه از شعر و سخن پرداختى * خدمتى شايسته هم بر جمع ما فرمودهاى