تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اما اگر بىاين آلات و استعداد درآيد اين راهزنان هلاكش كنند ، چون اين باديه را قطع كرد به عرفات معرفت رسيد و به مزدلفهء زلفت و به آن منى برسد كه منى بيندازد اينجا سنگ بر شيطان زدن آسان گردد . سخن دراز نمىكنم كه جزوها بايد تا تمام شود ، ندانم كه به صد سال چنين حاجى پيدا شود يا نه و هر سال چندين هزار حاجى مىگردند . شنودم كه آن فرزند را به سفر كعبه اجازت نداده‌اند اگر رجوع كند و به رياضت و مجاهدت و خلوت مشغول گردد آن فرزند را به آيد ، چون بدين مشغول گردد ، آن نيز مسلم گردد ان شاء الله تعالى . ذكر خير شما از امام بدر الدين براعى شنيده بودم بعد از آن امين الدين على بيامد و تخم محبت شما در دل ما كاشت و به انواع ذكر خير شما كرد ، از خيرات كردن و اعراض از دنيا ، چنين مىبايد ابراهيم ادهم را رحمة الله همين افتاد ، ترك بلخ كردن بر وى تلخ نيامد ، و او از آنهاست كه مراد گويند
« اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ »
و اگر از اين بازماند و خود را در دائره
« يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ »
در آورد اين بدست تست و ترا در اينجا اختيار است آنها مرادند و اين‌ها مريد ، مراد را خلعت دهند و كار فرمايند ، و مريد را كار فرمايند بعد از آن خلعت دهند ، پس مريد بر اميد كار مىكند و مراد در ديدهء منت كار مىكند خداى تعالى آن فرزند را از جملهء اهل مراد گرداناد و ابراهيم را بىرياضت و مجاهدت گشايشى شد و هويت حق تعالى آهو را به سخن درآورد تا او را گفت كه ترا از جهت اين نيافريده‌اند كه قصد من كنى ، آهو را به سخن درآوردن اشارت به آن بود كه يعنى آن را كه انس هو بايد ، از انسان چون آهو وحشى بايد بودن .
ما را خواهى دل به غمان اندر نه * چون شيفتگان سر بجهان اندر نه
چون خواستند كه آن را به روى زيادت كنند زين را با وى در سخن آوردند ، بعد از آن گريبان او را سخن آوردند و گريبان او بگرفتند