تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خمخانه وحدت ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
احتمال عدم ناظر در ترجيح اوست و كسى كه يك مرتبه آن‌چنان حكم جزم به وفات مهدى ( ع ) نموده باشد « 1 » به اين اسلوب سوق كلام نمىنمايد كما لا يخفى على العارف باساليب الكلام و بر تقدير تسليم مىگوئيم انكار وجود محمد بن الحسن العسكرى ( ع ) منافى تشيع نيست ، چه بعضى از طوايف شيعه حتى جمعى از اماميه قايل به دوازده امام كه يكى از ايشان محمد بن الحسن العسكرى است نيستند ، چه مناط تشيع بر اعتقاد آنست كه بعد از پيغمبر ( ص ) خليفه به حق بلافصل امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) است . چنانچه در صدر كتاب مذكور شده و آنچه در اين مقام از روايات صاحب احباب و عبارت رسالهء شيخ تحرير يافت نص صريح است در اين باب و مادر مواضع اين كتاب ذكر مطلق اماميه را منظور داشته‌ايم و مقصود به ذكر اماميه اثناعشريه نگذاشته‌ايم و علاوهء منصوص سابقه است . آنكه حضرت شيخ در فلاح مىفرمايد « ان مروان الحمار اجهل من الحمار بشرائع الايمان و قد جعل الايمان وسيلة الوصول الى الامارة لا قربة الى الله و الى رسوله و من يذهب مذهبه و مذهب جحوشه و مذهب معاويهء و جروه يحشرون معهم و لا نصيب لهم من شفاعة النبى ( ع ) و هم در فلاح مىفرمايد : ان المعاوية الباغى و المروان الطاغى كلاهما مجبولان على خلاف رسول الله ( ص ) و جرو معاوية و جحوش مروان كذلك . و مخفى نماند كه جرو سگ بچه را مىگويند و چون اسم معاويه مشتق است از عوى الكلب و حضرت شيخ مسمى را از سگان جهنم مىداند مناسبت اسمى و مسمى را مرعى مىداشته از او و پسر او به سگ و سگ‌بچه تعبير نموده و همچنين چون مروان بن محمد كه آخر ملوك و فراعنه بنى اميه بود بنا بر نكته‌اى كه در تواريخ مسطور است ملقب به حمار بود . حضرت شيخ ، مروان اول را كه مروان بن الحكم است
هامش
( 1 ) - چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى از انتشارات شركت مؤلفان و مترجمان ايران به كوشش عبد الرفيع حقيقت ( رفيع ) 71