تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
نورى را در گرايش به اصالت ساختار در بارهء حكومت يا اصالت وظيفه و كاركرد مىدانند ( رهيافتى بر مبانى مكتب‌ها و جنبش‌هاى سياسى شيعه در صد سالهء اخير ، مظفّر نام‌دار ، ص 154 و 155 ) . اين نظريه ، در محدودهء بسيار كمى قابل پذيرش است . مطالعهء نامه‌ها ، تلگراف‌ها و ديگر نوشتارهاى به جا مانده از آخوند خراسانى و شاگردان و اصحابش ، ترديدى باقى نمىگذارد كه آنان به دنبال رفع ستم وارده بر مردم ( تحقّق عدالت اجتماعى ) ، رفع عقب‌ماندگى و وابستگى اقتصادى ، نظامى ، سياسى ايران به بيگانگان و نيز حاكميت ارزش‌هاى اسلامى بودند و در اين جهت ، چون مشروطه را بر طرف كنندهء اين مشكلات ديدند ، آن را پذيرفتند . براى آنها صرفاً قالب نظام ، اهميت چندانى نداشت و اهميت آن به دليل ميزان كاركردش جهت رفع نابسامانىهاى موجود در جامعهء اسلامى بود ؛ چنان كه در بارهء شيخ فضل اللَّه نورى نيز نمىتوان پذيرفت كه او و هم‌فكرانش به قالب و ساختار نظام سياسى بى اعتنا بودند . هم‌راهى شيخ و اهتمام او در اوايل نهضت جهت بر پايى مجلس با چارچوب و وظايف مشخّص - بويژه نامه‌اى كه وى به هم‌راه عالمان مهاجر ، از قم به مظفّر الدين شاه نوشتند ( ر . ك : رسائل . . . ، ج 1 ، ص 131 - 129 ) - تأييدى بر اين مدّعا است . د . اختلاف در مشرب اصولى . از نوشته‌هاى برخى محقّقان ، به دست مىآيد كه مشرب اصولى ( در مقابل اخبارىگرى ) را تأثيرگذار در انتخاب موضع مشروطه‌خواهى عالمان دانسته‌اند ( ر . كه : انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، حميد عنايت ، ص 285 - 294 ) . با توجّه به اين كه اكثر قريب به اتّفاق عالمان شيعه در عصر مشروطه ، پيرو مشرب اصولى و بويژه بسيارى از فقيهان هر دو طيف از شاگردان ميرزاى شيرازى بوده‌اند ، اين نظريه نيز مخدوش است . گر چه بهره‌بردارى برخى عالمان مشروطه‌خواه از مباحث مهم اصولى ، مانند مقدّمهء واجب و تفكيك ميان احكام اوّليهء حقيقيه با احكام ثانويهء ظاهريه و مسائل جزئى علم اصول هم‌چون حجّيت و محدودهء دلالت مقبولهء عمر بن حنظله ، در شرعيت بخشيدن به مشروطه ،
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 184 | مهدى مهريزى وهادى ربانى