مقصود جريان مشروعهخواه نيز از عنوان « مشروعهخواهى » ، مسلّماً حاكميت سياسى فقيه نبود ؛ بلكه - با توجّه به قراين و شواهد بسيار همچون لوايح متحصّنان حرم عبد العظيم عليه السلام - مرادشان تأكيد بر شريعت ، حاكميت فقه شيعه در نظام مشروطه ، نظارت علما بر قوانين اساسى و مجلس شورا ، جلوگيرى از مفاسد دينى و اخلاقى ( در روزنامهها و سخنرانىها ) و . . . بود . به عبارت ديگر ، آنها خواستار آن بودند كه رويكرد نظام مشروطه ، دينى و اسلامى باشد ، نه غربى و مغاير با دين و شريعت . در هيچ يك از مطالب منتشرهء مشروعهخواهان ، مطلبى دالّ بر آن كه آنها خواستار تحصيل حاكميت مستقيم فقها در آن شرايط باشند ، نمىبينيم . البته برخى سخنان و نوشتهها از آنان وجود دارد كه به لحاظ نظرى بر ولايت عامّهء فقها تأكيد مىكنند ؛ امّا اين مطالب به عنوان اشكالى بر نظام مشروطهء غربى مطرح مىشد كه پايهء مشروعيت خود را بر خواست مردم قرار مىداد ، نه آن كه در مقام عمل در پى كسب حاكميت كامل فقها در آن شرايط باشند تا به دنبال آن به آخوند و برخى از علماى ديگر ، نسبت داده شود كه آنها مفاسد عملى بر اين خواستهء مشروعهخواهان ، مترتّب دانسته و با آن مخالفت نمودهاند .
2 . علماى مشروطهخواهى چون آخوند خراسانى ، بويژه در دورهء استبداد صغير ، به دليل آن كه خود را درگير و در تقابل شديد با استبداد مىديدند و دغدغهء اساسى آنها ، برقرارى و استوارى نظام مشروطه و مردمى بود ، طبعاً گفتارها و نوشتههايشان بيشتر ناظر به مرحلهء عمل بود ، نه مرحلهء نظر و واقع . پس نمىتوان برخى مطالب منتسب به ايشان - بر فرض آن كه جنبهء صدورى آن مطالب مسلّم گرفته شود - كه به ظاهر نشاندهندهء ديدگاه آنان در بارهء مشروعيت تصرّفات مردم در حوزهء عمومى است را از حيث نظرى به آنان نسبت داد .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٢٦