جزئيات - حتى ضربالمثلها ، اشعار ، اسامى افراد و اماكن و نقلهاى موردى تاريخى - همچون يك ضبط صوت در خاطر سپرده و براى آقاى ثبوّت نقل كرده است . « 1 » ثانياً ، آقاى ثبوّت نيز چنين حافظهء محيِّر العقولى دارد كه پس از گذشت حدود چهار دهه و با وجود از بين رفتن بسيارى از نوشتههاى نقل شده ، باز هم با جزئيات تمام ، آن مطالب را در خاطر نگه داشته است ! « 2 »
ب . ناسازگارى مطالب با روزگار آخوند
چنانكه آقاى ثبوّت از قول برخى افرادى كه مطالب و گزارشهاى ايشان را خواندهاند ، مىنويسد ، « اين حرفها به آخوند و به روزگار او نمىخورد و متعلّق به روزگار ماست » . « 3 » در واقع مطالب مذكور ، مىتواند توسّط كسانى مطرح شود كه انقلاب اسلامى ، دورهء جمهورى اسلامى و حاكميت سياسى فقها را درك كرده و با برخى نواقص و اشكالات اين نظام مواجه شده باشد . « 4 »
ظاهراً به دليل همين اشكال بوده است كه آقاى ثبوّت ، گفتگوى مرحوم نائينى با آخوند و اشكالات متعدّد آخوند بر عملى شدن ولايت فقيه را در نوشتهاى كه براى
هامش
( 1 ) . آقاى ثبوّت تصريح دارد كه شيخ آقا بزرگ ، مطالب را از حافظهء خود بيان مىكرد و مطالب آخوند را يادداشت نكرده بود . ( ر . ك : حيات سياسى ، اجتماعى و فرهنگى آخوند خراسانى ، ص 536 « مصاحبه با آقاى اكبر ثبوّت » ) . وى با ذكر دو قضيه از شيخ آقا بزرگ ، از قوّت حافظهء ايشان سخن به ميان آورده ، تلاش مىكند تا استبعاد طبيعى كه براى خوانندگان با مطالعهء گزارشهاى منتسب به آخوند پيش مىآيد را رفع كند ؛ امّا دو مورد ذكر شده ، معمولى است و به هيچ وجه نمىتواند ثابت كند كه حافظهء شيخ آقا بزرگ ، « حافظهء حيرتآور » و همچون يك ضبط صوت بوده است !
( 2 ) . توصيه مىشود - با توجّه به نكات ذكر شده - يك بار ديگر مطالبى كه مستقيماً از نوشتهء آقاى ثبوّت در كتاب « مجموعه مصاحبهها و مقالات » نقل شد ، مطالعه شود
( 3 ) . حيات سياسى اجتماعى و فرهنگى آخوند خراسانى ، ص 538
( 4 ) . البته اين مطلب به معناى پذيرش ايرادات آقاى ثبوّت نسبت به دورهء جمهورى اسلامى نيست . كاستىها و ايرادات موجود در نظام جمهورى اسلامى ، زمانى مىتواند به مطالب مطرح شده در نوشتهء آقاى ثبوّت تفسير شود كه با انگيزههاى مخالف نظام ، قرائت و تفسير شود ، در غير اين صورت ، نشاندهندهء ناتوانى ذهنى فرد در تحليل صحيح و جامع مسائل جامعه است