همچنان مرغ يك پر است كه به قول مولوى :
مرغ يك پر زود افتد سرنگون * باز بر پرّد دو گامى يا فزون
. . . متأسّفانه ، در اين ايّام كه آن را دورهء آشفتگى بازار ادبيات فارسى [ و تصحيح متون ] مىتوان ناميد ، در جزو ساير تخليطات و اشتباه كارهاى ، عمل تصحيح و مقابله نيز ، به يكديگر مخلوط و مشتبه شده و اين كار ، مثل اكثر امور فرهنگى ، دستخوش مداخلات نااهلان گرديده است . هر كه را مىبينى ، به تقليد و تشبّه اساتيد فن ، دو نسخه عكسى از كتابخانهها تهيّه كرده و باد در گلو افكنده كه - لقمهاى از حوصله بيش - مشغول تصحيح ديوان ، يا فلان كتاب علمى و ادبى نثر قديم است ، و گاهى كه محصول اين كوششهاى بىفايده به بازار مىآيد ، مايهء فضيحت و خجلت و شرمسارى است ! « 1 »
متأسّفانه ديده شده است كه برخى ، فاقد هر دو شرايط يا يكى بودهاند و بدين كار مهم ، دست يازيدهاند . « 2 » و مثلًا تنها به صرف اطلاعات فقهى و اصولى ، در تصحيح كتابى فقهى اكتفا كرده و آن را تباه كردهاند ، يا حداقل ، به صورت كاملًا مطلوب و شايسته عرض و قابل قياس با كارهاى بسيارى از محقّقان كشورهاى ديگر ، از آب در نياوردهاند .
اكنون به اين عبارت ، از يكى از كتابهاى فقهى كه اخيراً چاپ شده ، به عنوان نمونه توجّه فرماييد . عبارت مورد نظر را عين ، با همهء خصوصيات نقطهگذارى ، نقل
هامش
( 1 ) . مختارى نامه : مقدّمه ديوان عثمان مختارى ، ص 74 و 75 .
( 2 ) . اين جا سخن از كسانى است كه با نيّت پاك و هدفى خدائى اقدام به اين كار مىكنند ، منتهى بدون داشتنشرايط لازم ؛ و كارى نداريم به كسانى كه به اصطلاح ، تصحيح و تحقيق ! را براى خود دكّانى كاسبى قرار داده و ميراث گذشتگان را ضايع و تباه مىكنند . نمونهء بارز اين نوع كار ، چاپ كتاب ارزنده و سودمند الدّر المنثور نوادهء صاحب معالم است كه اساساً گويا مصحّح ، نسخهء خطى آن را به چاپخانه فرستاده تا حروفچين ، هم آن را تصحيح كند ، هم حروفچينى ! يك تير و دو نشان ! لابد براى اين كه اتلاف وقت نشود !