اعلاميهاى كه ميرزا حسين تهرانى و شيخ عبد اللَّه مازندرانى نيز آن را امضا كردند ، از مردم ايران خواست كه از پرداختن ماليات به مأموران محمّد على شاه خوددارى كنند و در سرنگون ساختن حكومت او بكوشند . اين سه تن ، همچنين طى اعلاميهاى ، از انقلابيان مسلمان قفقاز ، تفليس و مناطق ديگر خواستند كه به كمك انقلابيان تبريز بشتابند و به استبداد قاجاريه پايان دهند .
اسناد وزارت خارجهء انگلستان حاكى از آن است كه دولتهاى روس و انگليس در اين دوران با يكديگر توافق كرده بودند كه به منظور آرام ساختن مردم ، شاه را به قبول نوعى مشروطيّت صورى وا دارند و از سوى ديگر ، همهء تلاش خود را براى دور ساختن علماى دينى از منازل فعاليت سياسى به كار برند . از اين رو ، دولت طى يك يادداشت مشترك ، از آخوند و ساير رهبران مشروطهخواه مقيم عراق خواستند كه فعاليت سياسى خويش را متوقّف كنند و رهبران گروههاى مشروطهخواه داخل كشور را به ميانهروى فرا خوانند . در اين يادداشت همچنين آمده بود كه پايان بخشيدن به فعاليتهاى سياسى به سود خود مجتهدان خواهد بود . علما به اشارهء تهديدآورى كه در اين يادداشت بود ، وقعى ننهادند و بويژه آخوند هم چنان آشتىناپذير باقى ماند . از اين تاريخ در رسانههاى گروهى انگلستان مطالبى شديداً خصمانه بر ضدّ آخوند انتشار يافت . در همين ايام علماى نجف تحت رهبرى آخوند تصميم گرفتند به منظور كسب آگاهى بيشتر از كيفيت نبرد مشروطهخواهان ايران و شرايط كار و نيز رهبرى مشروطهخواهان از نزديك ، دستهجمعى به ايران سفر كنند ، امّا وقتى به كربلا رسيدند آگاهى يافتند كه نيروهاى سپهسالار تنكابنى و سردار اسعد بختيارى ، تهران را اشغال كرده و محمّد على شاه را از پادشاهى بر كنار ساختهاند . پس از آن سران سياسى جنبش بر بىاعتنايى خود نسبت به مذهب و روحانيان افزودند . در نتيجه ، گروهى از علماى مخالف مشروطه ، از جمله آقا سيّد كاظم يزدى كه شركت در اين جنبش را حرام شمرده بودند ، به نكوهش علماى مشروطهخواه پرداختند .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٣٤