خويش ، ميرزا حسين تهرانى و شيخ عبد اللَّه مازندرانى ، با ارسال نامهها و تلگرامها براى رهبران دينى و سياسى در داخل كشور و نشر اعلاميههاى روشنگر ، در رأس رهبران جنبش قرار گرفت . علامه ميرزا محمّد حسين نايينى نيز در اين راه به او يارى مىرساند و از جمله طى كتابى تحت عنوان تنبيه الامّة و تنزيه الملّة كوشيد نظام مشروطه را از ديدگاه شريعت توجيه و اعتراضات علماى مخالف مشروطيّت را رد كند . آخوند خراسانى خود تقريظى بر اين كتاب نوشته و ضمن آن « مأخوذ بودن اصول مشروطيّت را از شريعت محقّه » اعلام كرده است .
آخوند و ياران همراهش ، به نظام مشروطه به عنوان وسيلهاى براى تحديد ظلم مىنگريستند و شركت در جنبش مشروطيّت را بر همهء مسلمانان واجب مىشمردند .
وقتى محمّد على شاه به سلطنت رسيد ( 1325 ق / 1907 م ) ، آخوند اندرزنامهاى براى او فرستاد و او را به رعايت موازين شرع و عدالت و كوشش در راه تأمين استقلال كشور دعوت كرد ، امّا محمّد على شاه كه علىرغم تظاهرش به همراهى با مشروطه قصد حكومت به شيوهء استبداد را داشت ، سرانجام كار را به بمباران مجلس كشاند . آن گاه آخوند به نبرد خويش برضدّ وى شدّت بخشيد . او حتى كوشيد از نيروى ايرانيانِ آزادىخواهى كه در استانبول ساكن بودند ، براى تقويت نبرد با خودكامگى محمّد على شاه استفاده كند . همچنين وقتى آگاه شد كه محمّد على شاه قصد دارد با گرو گذاردن جواهرات سلطنتى از دولت روسيه وامى دريافت كند ، طى تلگرامى براى « انجمن سعادت ايرانيان » كه توسّط گروهى از ايرانيان آزادىخواه در استانبول تشكيل يافته بود ، از آنان خواست « به توسّط سفرا و جرايد رسميهء دول معظّمه » رسماً اعلام دارند كه به موجب اصل 24 و 25 « نظامنامهء اساسى » دولت ايران حقّ هيچگونه معاهده و استقراض بدون امضاى پارلمان ندارد و نيز جواهرات موجود در خزانهء تهران ، متعلّق به ملّت ايران است و هرگاه وامى به محمّد على شاه داده شود ، ملّت آن را معتبر نخواهد شمرد و در برابر آن مسئوليتى نخواهد داشت . پس از آن آخوند طى
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٣٣