و اعتراض ابليس باينكه حق سبحانه بطاعت او سودى نخواهد داشت و نه به معصيت او پس بچه جهت او را آفريد .
پاسخ گفته شد كه برحسب درخواست خود و اقتضاء ذات او كه در نظام امكانى از سعه رحمت گسترده حق سبحانه بهرمند گردد فياض على الاطلاق نيز پاسخ داده و فيض وجود او را فرا گرفت بر وفق عدل و خواسته او بوده و هست .
اعتراض سوم آنست كه پس از خلقت ابليس و تكليف به او بمعرفت حق سبحانه و التزام ابليس نيز بمعرفت و بوحدانيت حق سبحانه بچه جهت او را پس از خلقت آدم امر فرمود كه بآدم سجده كند و از او اطاعت نمايد و بفضيلت او معتقد باشد و چه حكمت بود در اين تكليف شاق با اينكه سبب زيادى معرفت و ايمان ابليس نبوده و نخواهد بود :
پاسخ آنست كه پس از خلقت آدم ابو البشر ركن ايمان فرشتگان و جميع موجودات و جن و بشر عبارت شد از اقرار بوحدانيت حق سبحانه و بصفات كبريائى او و نيز بوساطت و فضيلت آدم و پيامبران خلفاء حق سبحانه در عوالم ، بر اين اساس ابليس نيز از جمله مأمورين بود كه بايد بركن دوم توحيد يعنى بفضيلت آدم ابو البشر و ساير خلفاء حق سبحانه اقرار نمايد و در صورت تمرد و عصيان ايمان ابليس و اقرار او بوحدانيت حق سبحانه ناقص است چه آنكه سجده بآدم به منظور وساطت بوده و در حقيقت سجده حق سبحانه است ولى با نظر داشتن فضيلت آدم و وساطت او كه سجده براى حق سبحانه بوده و اينكه آدم قبله قرار داده شود از نظر اينكه خليفه حق سبحانه است .
و اعتراض باينكه امر به سجده نسبت بابليس هيچ گونه سبب زيادى معرفت نبوده .
پاسخ آنست كه سجده حق سبحانه بسوى آدم ابو البشر شاهد بر ايمان
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٤٦