تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
پاسخ آنست كه امر به سجده بآدم به منظور وساطت و شرافت ذاتى او است كه سجده براى حق سبحانه در حالى كه آدم قبله قرار داده شود و واسطه سجده باشد زيرا حق سبحانه امر به سجده فرموده ابليس هرگز حق اظهار نظر در امر و تشريع ساحت كبريائى ندارد در حقيقت در مقام انكار ربوبيت حق سبحانه نيز برآمد باينكه آدم نبايد واسطه قرار گيرد و از طريق سجده بسوى آدم سجده براى حق تعالى صورت گيرد آدم هم چه صلاحيت و لياقت ندارد در نتيجه حق سبحانه نيز نبايد اين چنين وظيفه‌يى را بر عموم و بر خصوص ابليس تحميل فرمايد تعالى اللَّه عما يقول . اعتراض پنجم آنست كه پس از خلقت ابليس و تكليف بايمان به حق سبحانه و نيز تكليف به سجده بآدم و تمرد ابليس از سجده پس از اقرار بايمان بوحدانيت حق تعالى و نيز پس از تمرد از سجده بآدم و اينكه حق سبحانه او را از رحمت خود براى هميشه طرد فرمود آنگاه بچه جهت ابليس را راه داد كه به بهشت كه آدم در آن ميزيست وارد شود و او را اغواء نمايد و به خوردن از گندم شجرهء منهيه اقدام نمايد . پاسخ آنست كه ابليس موجود ظلمانى و پليد و مجرد است مىتواند به بهشت كه آدم در آن سكونت داشت وارد شود و با او سخن بگويد و آدم ابو البشر مانند ساير خلفاء حق سبحانه نيز از نظر عظمت و قدس روحى ابليس را با قلب نورانى خود مشاهده مىنمود و با ابليس سخن مىگفت و در اثر سوگندهاى پى در پى و صفاء و نورانيت فطرى آدم گفتار نيرنگ‌آميز او را نصيحت و پند مىپنداشت و اين سبب عداوت ابليس با آدم و همه فرزندان او گرديد و اين نهايت كمال و ركن ايمان به حق سبحانه است كه آدم ابو البشر و بنى آدم و نوع بشر در مقام عداوت با ابليس برآيند هم چنان كه اين جريان سبب عداوت ابليس شد با پيامبران و نوع بشر و در نتيجه پليدى و شقاوت و محروميت ابليس سبب شد كه