حقيقت كسوت صورت آيات كريمه بقلب رسول القاء مىشد و با قلب نورانى خود كلمات را مىشنيد بطور تمثل چنانچه ثالثى در آن مجلس بود نه حامل وحى را مىفهميد و نه وحى را كه بر قلب رسول القاء نموده است .
از طريق حس و احساس و يا تجربه نميتوان بحقيقت علم بامرى احاطه يافت بلكه علم حقيقى بمعلول كه توأم با سبب و علت است جز از طريق علم به سبب آن نميتوان به آن علم احاطه حقيقى يافت و چگونگى علم و احاطه انبياء شاگردان مكتب ربوبى كه در اثر افاضه نور حقيقى به قلوب آنان است داراى عقل بسيط هستند و بوسيله نور الهى به آنان افاضه و پيوسته اشراق مىشود و از طريق ملكوت بامور جزئيه ( بحيث لا كثرة و لا تغير لها ) احاطه خواهند يافت مانند شعور و ادراك نفس بجميع اجزاء و اعضاء درونى و بيرونى خود كه بعلم واحد بر آنها احاطه مىيابد و بشر عادى از طريق ظاهر آيات قرآنى نميتواند باسرار و بطون و حقايق قرآنى راه يابد و بفهمد .
بدين نظر علم به بطون آيات قرآنى اختصاص بذوات قدسيه رسول صادع و اوصياء طاهرين عليهم السّلام دارد از نظر اينكه اهل بيت وحى و تنزيل قرآن هستند و غرض از نزول آيات كريمه نيز تفهيم آنان است هم چنان كه آيه كريمه
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
6 - نمل ناظر به اين حقيقت است و از طريق ملكوت و علم بمبادى و اسباب و اوائل وجود تا اينكه منتهى شود بجزئيات بطور علم واحد و عقل بسيط بكليات توجه عقلى غير متغير و اين علم نيز از نظر علم به حق سبحانه و بصفات كبريائى او است و اينكه حريم كبريائى و مبدء هر موجودى و مفيض هر فيض وجود و نعمت است و بطور سبب و مسبب خواهد بود .
زيرا هرگز شىء از اشياء بهرهاى از هستى نخواهد داشت جز از طريق سبب كه واجب شود تا اينكه منتهى شود بجزئى و اين گونه علم و احاطه اختصاص دارد باينكه از جانب حق سبحانه افاضه فيض و نور بشود و عقل بمقام عقل بسيط