تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
فرا گرفته و احاطه نموده بطور وجوب و لازم آن احاطه قيوميه به همه جهات مربوط نظام امكانى است زيرا معيت مقام ربوبى نسبت بعوالم امكانى بطور وجوب و ذاتى و اضافه دائم اشراقى و افاضه هميشگى است و از طرفى نظام امكانى در حيطه نظام واحد حقيقى است كه سرتاسر آن را از ازل تا ابد بطور دائم فرا خواهد گرفت . با اين احاطه حقيقيه قيوميهء دائميه ذاتى چگونه از بعض اكابر احاطه علمى و اشراقى بجزئيات نامتناهى موجودات و اشياء بطور علم و احاطه كه لازم آن حضور شهودى علمى و اشراقى بجزئيات نامتناهى موجودات و اشياء بطور علم و احاطه كه لازم آن حضور شهودى علمى و اشراقى خارجى است امتناع دارند در صورتى كه صفت قيوميت صفت فعل و وسيله ظهور همه صفات و اسماء حسنى در مرتبه متأخر مىباشد و رابطه قيوميت حق سبحانه با موجودات ذاتى و غير قابل انفكاك است . حق سبحانه از نظر تنزه او از شوائب امكان و نقص بذاته فاعل و جاعل و آفريدگار است بذات كبريائى خود بدون وساطت امرى و نيز نظر باينكه صرف وجود و صرف خير و صرف نور است لا محاله مبتهج بذات قدس و مرضى لذات خود أتم الرضا خواهد بود لا محاله از ابتهاج ذاتى ابتهاجى نيز در مقام فعل و اثر در مرتبه متاخر از ذات خواهد داشت . زيرا رضا بصفت كمال وجودى و ابتهاج به آن لا محاله مستلزم رضا و ابتهاج در مقام فعل و اشراق و افاضه است چه آنكه محبت بذات و بصفات وجودى و كمال لا محاله مستلزم محبت بآثار و فيضان نور و تابش هستى بموجودات و اعيان و اشياء خواهد بود و نيز عالم امكان مثالى از نورانيت باشد . هم چنان كه حق سبحانه صرف وجود است صرف علم و صرف قدرت و صرف حيات است نه اينكه جزء معنوى او علم و يا جزء او قدرت و يا حيات خواهد بود بلكه صرف و حقيقت وجود همانا صرف علم و قدرت و حيات ذات ابدى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 261 | محمد حسينى همدانى نجفى