بوجود وحدانى الهى و كون واحد اجمالى على وجه اعلى و اشرف من جميع الأكوان است يعنى كون عقلى و كون نفسانى و كون طبيعى و كون مادى خواهد بود همان علم ازلى بسيط است كه عين علم بذات و لازم ذاتى علم ازلى و اشعه از اشراقات بوده بتبع علم و احاطه بموجودات بتبع صفات حق سبحانه نهايت علم به آنها در مرتبه ذات كبريائى ولى معلوم آنها در مرتبه متأخر بوده .
زيرا ماهيات حدود وجود و لوازم و متاخر از وجودات آنها و مراد به تبع خواهند بود و به زبان حال و استعداد درخواست دخول در دار وجود را دارند و فياض على الاطلاق نيز از نظر اينكه بخل در حريم او راه ندارد و خواسته آنها را مىپذيرد و اجابت و پذيرش درخواست آنها كه طبق حال آنها است عين صواب و عدل خواهد بود .
بعبارت ديگر تفاوت و اختلاف ماهيات و لوازم آنها بنفس ذات آنها بوده و ربط به جعل و ايجاد خالق و تأثير مؤثر نخواهد داشت .
هم چنان كه اشياء خارجى تباين ذاتى از يك ديگر دارند از جمله افراد بشر نيز بعضى سعيد و نيز بعضى شقى خواهند بود و ماهيات در علم ازلى به تبع صفات كبريائى ثابت و مشهود بوده و به زبان حال و استعداد درخواست دخول در دار وجود و هستى مينمايند و فياض على الاطلاق نيز در حريم او بخل راه ندارد و غنى بذات و قائم بنفس است و از حريم او فيض وجود هر لحظه تابش مينمايد و هر ماهيت را بر حسب اقتضاء صفات ذات و نيز قابليت بر طبق حال آن از وجود و هستى بهرمند خواهد فرمود و افاضه وجود نيز عين عدل و صواب خواهد بود از نظر شايستگى محل و قابل زيرا هرگز درخواست و خواسته شىء مخالف با ذات و ذاتيات شىء نخواهد بود .
و بشر با اينكه بر حسب خلقت نوع واحد هستند ولى در اين سير و حركت اقتضاء ذاتى و اكتسابى هر فردى بطور قطع مغاير با ساير افراد خواهد بود و شرح
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٥٨