تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
اثر نزول از عالم ما وراء و تعلق به جنين نحو وجودى بر حسب اين نظام طبع بهرمند گرديد . ولى پس از گذشت دوره زندگى و سعى و جديت بمقامى از حيات و وجود حقيقى ثابت و مستقر خواهد رسيد و گفته مىشود روحانية البقاء يعنى روح استكمال يافته بمرتبه روح باقى ازلى گشته كه در اثر ورود بعالم برزخ و قيامت حيات حقيقى و قدرت ذاتى او آشكار خواهد شد . پس فاصله ميان روحانية الحدوث با روحانية البقاء زياده بر تصور است . از اين بيان استفاده شد كه اعتراض باينكه روح هنگام تعلق به جنين چنانچه روحانيت داشته باشد تنزل آن بعالم طبع لغو و بيهوده است و حركت و سير انحطاطى خواهد بود صحيح نيست زيرا روحانيت حدوثى امر عاريتى و شعاعى است از عالم اعلى و شخصيت حقيقى قائم به خود نداشته و كسب ننموده است و فقط در اثر تنزل و تعلق بعالم طبع و تعلق به جنين و تدبير روح در دوره زندگى بر اعضاء و جوارح بدن بسير و تكامل خود ادامه خواهد داد و به منتهى سير كمالى خواهد رسيد و به آن روحانية البقاء اطلاق خواهد شد و دو كلمه روحانيت و بقاء هر دو مخالف با روحانية الحدوث است كه در آغاز به آن موصوف بوده است زيرا روحانيت حدوثى ناقض و ظلى و روحانيت پرتوى بوده و در انتظار ورود بعالم طبع و تنزل بوده كه حقيقت آن ترقى و استكمال خواهد بود . از اين نظر تنزل و تعلق نفس و روح به جنين در حقيقت خروج از حالت انتظار است زيرا نفوس بشرى بر حسب مشيت قاهره و تقديرات ربوبى بايد بتدريج تنزل نموده و در اثر تعلق به جنين وارد سير و حركت استكمالى شوند تا بتوانند حيات حقيقى ابدى سعادت و يا شقاوت هميشگى ابدى را بدست آورند . در بيان گذشته استفاده شد كه مفاد جمله
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
بيان اين حقيقت است كه پس از تماميت جنين و اعضاء و اجزاء آن بمنزله ماده
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 460 | محمد حسينى همدانى نجفى