و ساختمان جنين حق تعالى همان جنين را به صورت خلق ديگرى كه عبارت از تعلق روح به جنين باشد در مىآورد كه جنين محكوم و تحت حيطه روح در خواهد آمد و همين سبب تحول جنين خواهد شد يعنى در حيطه نيروى ديگر كه حيات و وجود حقيقى خواهد درآمد و از عالم جسمانيت جنبه روحانيت خواهد يافت و در پرتو روح و در حيطه تدبير روح قرار خواهد گرفت استفاده مىشود كه روح كه به جنين تعلق مىيابد تعلق او بطور تدبير و احاطه است و روح حيات شعورى دارد مقابل جنين كه حيات نباتى داشته است از اين نظر جنين حقيقت آن تغيير يافته است كه فرمود
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
.
خلاصه آيه صريح است در اينكه هنگام تعلق روح به جنين داراى حيات شعورى و ادراكى و سنخ ديگر غير از حيات جنين مىباشد در همان هنگام تعلق روح داراى حيات شعورى بوده است نه آنكه نيروى نباتى بوده پس از سير و تكامل جنبه روحانيت كسب نموده است .
خلاصه هنگام تعلق روح به جنين سبب مىشود كه جنين جنبه روحانى به خود بگيرد هم چنان كه آيه كريمه فرمود
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
زيرا روح روحانى و موجود ادراكى و شعورى است و در صورتى كه جنين جسمانى و نباتى است و در اثر تعلق روح به جنين به صورت روحانيت درآيد كه خلق ديگرى غير از جنين است كه جنبه جسمانيت و نباتى داشته است بديهى است كه پس از تعلق تدبيرى روح به جنين و نيز بر بدن عنصرى روح حقيقت و صورت انسانى است و اعضاء و جوارح قواى عامل و بمنزله ماده خواهد بود گذشته از اينكه بدن و اعضاء و جوارح بر اساس تحول است و مورد تغيير قرار ميگيرد .
بالاخره بطور ابهام همه اعضاء و جوارح عضويت خواهند داشت ولى روح است كه ثابت و مستقر و باقى و پيوسته در اثر تعلق به بدن در حركت استكمالى است و از طريق بدن و جوارح بسير كمالى خود ادامه ميدهد و آيه تعبير نموده بجمله