بايد اوصياء طاهرين عليهم السّلام باشند كه تابع و پيرو دين اسلام و ناظر مكتب قرآن هستند و داعى به حق ، با اينكه دعوت بمكتب قرآن و برنامه آن نمايند .
و بعد از بعثت رسول صلى اللَّه عليه و آله و تأسيس مكتب قرآن و كمال دين و تمام نعمت ديگر رسول از جانب حق تعالى بسوى بشر اعزام نخواهد شد و دين اسلام و مكتب قرآن و رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله در جهان ابدى خواهد بود .
و از نظر اينكه مقتضاى جهان تكليف آنست كه از جانب حق تعالى هر زمان حجت و امام و وصى باشد كه عموم بشر را دعوت به حق نمايند و مردم را بطريق سعادت هدايت نمايند و از انحراف و شقاوت تهديد نمايند بالاخره در هر زمان بايد در جامعه بشر هادى و منذرى باشد كه با تعليمات غيبى رابطه داشته باشد و از القائات غيبى حقايقى استفاده نمايد و هدايت او ذاتى و موهوبى باشد و علوم او اكتسابى از بشر نباشد بلكه بنور معنوى قلب او نورانى بوده و عالم به اسرار يقين و علوم كتاب و حكمت باشد زيرا اين رابطه قطع نشده است از نظر اينكه اجتماعات بشرى چگونه بسوى حق و حقيقت و خداپرستى توجه نمايند بدون هادى و داعى به حق و بدون امام و بدون قائد و كسى كه بصيرت ذاتى و موهوبى و الهى نداشته باشد او شايسته قيام بدعوت به حق نخواهد بود .
زيرا داعى به حق وظيفه امام و وصى است كه با تعليمات ربوبى ارتباط داشته باشد و علم او بمعارف قرآنى موهوبى و غنى باشد .
هم چنان كه روايت متواتر است من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية هر كه بميرد در حالى كه امام زمان خود را نشناسد و به او معتقد نباشد مرگ او مرگ جاهليت و شرك خواهد بود .
از نظر اينكه حجت و امام و وصى رسول واسطهء فيوضات تكوينى و تشريعى و تعليمى خواهد بود و اين سنت سنيه در جهان تكليف هرگز تخلف پذير نخواهد بود و با رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله و نزول آيات كريمه قرآنى و بنا گذارى مكتب
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 435
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٣٥