تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
قرآن و از برنامه و تعليمات اوصياء عليهم السّلام استفاده حضورى نموده در نتيجه كمال روح و ارتقاء مقامى آنست كه با دو عالم و دو نشئه ارتباط مستقيم بطور دائم داشته و با مقام قدس بقية اللَّه عجل اللَّه تعالى فرجه ارتباط كامل داشته و نامه‌ها و خواسته‌هاى مردم را بفهمند و در مقام قضاء حاجت آنان برآيند . از جمله ودايع الهى درخواست شيخ صدوق است از مقام بقية اللَّه الاعظم باينكه حق تعالى به او فرزندى عطا فرمايد چه آنكه شيخ صدوق قمى به منظور زيارت اعتاب عاليه بسوى بغداد رهسپار شد خدمت نائب خاص حسين بن روح نوبختى رحمة اللَّه عليه شرفياب شد نامه خود را به معظم له تقديم كرد كه به پيشگاه حضرت بقية اللَّه داده پاسخ آن را اعلام نمايد پس از بازگشت از زيارت اعتاب عاليه در طى طريق از بغداد بسوى ايران نامه‌ئى به شيخ صدوق رسيد مبنى بر اينكه از حق تعالى درخواست نموده حق تعالى مقرر فرموده دو فرزند نصيب شما فرمايد از زوجه ديلميّه يكى بنام محمد و ديگرى بنام حسين . و محمد نام همان شيخ صدوق دوم است كه كتاب من لا يحضر از تأليفات نفيس او است و مكرر خود شيخ صدوق دوم ميفرمود كه وجود من از نتيجه دعاى حضرت بقية اللَّه الاعظم هست . شگفت اينكه حكيم الهى مرحوم آية اللَّه متأله آقاى آقا على شبسترى مدرس در كتاب سبيل الرشاد مينويسد اينك سال سيصد و شش هجرى است كه ناصر الدين شاه تعدادى از درباريان و مستوفيان خود را فرستاد كه بهمراهى آنان به زيارت مرقد مرحوم شيخ صدوق دوم در شهر رى رفته و چون تعمير و ترميم قبه را شاه اشتغال داشته هنگام گشودن قبر مطهر حضور داشته باشيم از اينكه قبر مطهر گشوده و نبش شد همگى مشاهده نمودند كه بدن مقدس صدوق سالم است بدون هيچ تغييرى در بدن فقط ظاهر كفن او قدرى زرد رنگ بود گويا كه از اصل كرباس زرد بوده است و كفن نيز سالم بود .