و منافات ندارد كه هر يك از اوصيا نيز بمنصب وصايت هر يك از آنان خبر داده اعلام نمودهاند .
روايت نبوى
( من امتى محدثين )
و همچنين روايت نبوى است كه فرمود
( في امتى محدثين مكلمين )
ناظر به اين حقيقت است زيرا مراد از امت جامعه اوصياء طاهرين است كه در دعوت و شركت در اجراى وظايف رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله سهيم هستند و در جامعه و امت وسط عضويت دارند بر اين اساس در اثر ارتباط با الهامات غيبى مورد اعلام انبياء و اخبار غيبى قرار خواهند گرفت .
زيرا مقام وسطيت بطور اطلاق و عضويت در اجراى وظايف رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله و نظارت بر مكتب قرآن مقامى بس ارجمند است كه قابل قياس بمقام نبوت نيست زيرا پيامبران گذشته پايه معلومات آنان صفاء روح و الهامات و تعليمات غيبى بوده بالاخره بمنزلة دانشجويان مكتب ربوبى ولى درجه متوسط دبيرستانى بودهاند از اين جهت پيوسته نيازمند بالهامات و القائات غيبى و كمكهاى نهانى و رهبرى بودهاند .
و مقام وصايت از رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله و نظارت بر حقايق و اسرار و بطون قرآنى هرگز قابل قياس بالقاآت غيبى و رهبرى الهامى نخواهد بود .
از اين بيان استفاده شد كه مجرد منصب و مقام نبوت گر چه مقامات و درجات بيشمار دارد و اساس رسالت است ولى نظارت بر مكتب قرآن و احاطه بر اسرار معارف قرآنى به غير قياس ارجمندتر از مقام نبوت و رابطه غيبى است به همين قياس نيز محدث كه از صفات اوصياء طاهرين عليهم السّلام معرفى شده ارجدارتر از مقام و منصب نبوت خواهد بود .
بعبارت ديگر رابطه غيبى با الهامات امرى است بس ارجمند و اختصاص برسولان و پيامبران و اوصياء عليهم السّلام دارد ولى مهم مطلبى است كه مورد القاء و الهام قرار ميگيرد و عمده ارزش در باره حقايقى است به آن رهبرى و به او القاء شده
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٢٤