تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
تعلم و آموزش از ساير اساتيد بشرى عادى . پاسخ از اين شبهه آنست كه تعليم افراد بشر بافرادى مانند خود بطور اعداد است از نظر اينكه خود معلم بطريق عادى از معلم مانند خود استفاده نموده است و لا محاله بطور اعداد خواهد بود يعنى متعلم را در اثر تعليمات آماده مىنمايد كه هر چه را به او تعليم نموده بفهمد و بياموزد و اين بر تقدير وجود استعداد متعلم است كه آماده باشد و در مقام تعليم برآيد و چه بسا در اثر كسب بفهمد و يا قصور و يا تقصير نمايد ، ولى قسم ديگر از تعليم و تعلم افاضه وجودى است و تعليم عبارت از موهبت وجودى است كه روح تازه و حقيقى از معارف را بروح متعلم ميدمد و ايجاد مىنمايد . بالاخره تعليم دو قسم است تعليم بشرى و ديگر تعليم ربوبى و الهى است و نسبت معلم بشرى بمتعلم نسبت والد به فرزند است كه فقط واسطه در اعداد ماده تناسلى است و هرگز والد خالق و ايجادكننده طفل و جنين نخواهد بود و تعلم بشرى واسطه‌اش براى متعلم كه او را رهبرى نمايد و به سعادت اخروى او را نائل نمايد بر تقدير صلاحيت و قابليت متعلم ، ولى معلم ربوبى و الهى ، سنخ تعليمات او سنخ موهبت وجودى است و القاء روح جديد به شخص متعلم است . بالاخره از شئون تعليمات ربوبى است به همين منوال تعليمات رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله باوصياء عليهم السّلام تعليم الهى و ربوبى بوده است و بمنزله القاء روح و موهبت وجودى است كه هر چه را از مقام قدس ربوبى تلقى نموده كه بطور تأثير و موهبت وجودى بوده به همان منوال رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله نيز نسبت بوصى و اوصياء تعليمات او بطور تعلم و موهبت وجودى و افاضه روح و وجود علمى بوده است . بعبارت ديگر گر چه به ظاهر تعليم رسول صادع است ولى سيرت آن تعليم ربوبى است زيرا همه معلومات رسولان و پيامبران و اوصياء از مقام حريم كبريائى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 426 | محمد حسينى همدانى نجفى