تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
توحيد و احديت كبريائى و صفات كمال و آثار و افعال او از فيوضات حق تعالى است كه قلوب صافيه و نورانى فرا خواهد گرفت و مقام ربوبى نيز آن افراد را در اقتضاء ذاتى براى معرفت و نورانيت برگزيده است از نظر اينكه نيروى پذيرش و انقياد فطرى خود را به كار مىبرند و اختصاص بگروهى دارد كه از مكتب اهل بيت طهارت عليهم السلام پيروى نموده‌اند كه آن نيز فضل بينهايت حق تعالى است مشيت حق تعالى عبارت از اذن و پذيرش خواسته سائل است و مشيت حق سبحانه بر حسب مورد و مسألت است از اين نظر در باره امر تكوينى و خلق مشيت حق سبحانه مشيت و اراده حتم خواهد بود به مجرد اراده قاهره خواسته موجود خواهد شد و از آن به كن وجودى تعبير مىشود . و ديگر مشيت تشريعى است يعنى اراده صدور امر و يا نهى الزامى نسبت بعباد مانند امر حق تعالى به فرشتگان به سجده بآدم عليه السلام و يا نهى آدم و حوا از خوردن گندم . اما مشيت قسم اول بطور حتم است از نظر اينكه تكوين و آفرينش است به مجرد اراده و تمثل كن تحقق خواهد يافت . و اما مشيت تشريعى از نظر اينكه در باره بشر او فاعل مختار است كه او را مورد آزمايش قرار دهد در حالى كه مجهز بنيروى اختيار باشد لا محاله بايد اراده و مشيت بر حسب قابليت و خواسته بشر و مشيت او باشد يعنى فعل وظيفه واجب خواسته شده را چنانچه بشر بخواهد انجام دهد لا محاله محتاج بقدرت و قوه الهى است همه لوازم قدرت او را به او موهبت فرمايد بطور تجدد امثال و در نتيجه بتواند وظيفه واجب را انجام نمايد . و همچنين در باره عاصى خواسته بشر عاصى و متمرد آنست كه در مقام تمرد برآيد خواستهء روانى او آنست كه حق تعالى با تمرد او كمك فرمايد تا بتواند بهوى خود برسد پس مشيت حق تعالى در مورد بشر مطيع بر حسب خواسته او آنست كه