تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
اقتضاء پذيرش نيروى ناطقه را داشته و مورد موهبت و القاء نيروى ناطقه غيبى شده است . از اين بيان استفاده شد كه نتيجه اين نظر نيز اتّحاد نفس ناطقه با بدن عنصرى خواهد و نه انضمام كه بر آن اشكال متوجه شود . خلاصه بر حسب برهان و روايات مربوط به عالم ذر و الست و غير آنها سبق وجودى نفوس بشرى از ضروريات است بر اين اساس هرگز نمىتوان معتقد بود باينكه نفوس بشرى هنگام تعلق به جنين بطور آنى و دفعى از كتم عدم بوجود بيايد مانند ساير صورتها بلكه در افق اعلى بوده كه سير كمالى آنها به آنست كه از مقام رفيع تنزل داده شده بعالم طبع تعلق تدبيرى بيابد كه كمال و تعالى آن معرفى مىشود و جنين ماده آماده‌ئى است براى حركت و رشد و نيروى غيبى روح نيز بر اساس حركت و رشد لطفى و اقصى مرتبه حركت و رشد است و صورت و نيروى غيبى حقيقى كه جنبه تدبير همه گونه حركات و نيازهاى اعضاء و جواهر بدن عنصرى خود را تأمين مىنمايد و در اثر اين گونه تعلق تدبيرى و احاطه قهرى بر بدن و بر اعضاء و جوارح وحدت و اتحادى ميان آن دو پديد مىآيد و همه گونه شئون حركات و عمليات اعضاء درونى و برونى بدن عنصرى را خود به عهده خواهد گرفت بطورى كه حركتى از اعضاء بدن بظهور نخواهد رسيد جز بفرمان و خواسته روح و نفس ناطقه و قوام هر يك از اعضاء و اجزاء بدن بروح و نفس ناطقه و مدبره است هم چنان كه قوام نفسيت روح ناطقه و روان انسانى به تعلق و تدبير و احاطه بر همه اعضاء درونى و بيرونى بدن خواهد بود . و نفس ناطقه از نظر اينكه آغاز تعلق به جنين فاقد هر گونه احساس بوده و در اثر استفاده از نيروهاى روانى درونى و بيرونى بتدريج رو بتكامل نهاده بر امور كلى و حقايق راه خواهد يافت از اين طريق جنبه خلاقيت آن تقويت خواهد يافت بطورى كه به حد كمال و عقل بالفعل و يا زياده نائل آمده و از استفاده