و قائم بذات و باقى بابقاء اللَّه تعالى است و نيز قسم ديگر اجسام و ماديات است كه موجودات مركب و بىخبر و ظلمانى و چنانچه هر دو قسم مخلوقات جهان مخلوق ساحت قدس ربوبى باشند و غير از اين دو قسم موجودى فرض ندارد لازم اين حقيقت آنست كه ساحت قدس ربوبى خالق و آفريدگار جهان باشد و خالق دو قسم از موجودات ارواح و ماديات مىباشد .
بديهى است كه خالق تفوق ذاتى بر مخلوقات خواهد داشت زيرا مخلوق نابود و عاريتى و در اثر پرتو وجود كه از حريم ربوبى منبعث مىشود بعرصه ظهور خواهد درآمد پس ساحت قدس ربوبى قيوم و قائم بذات و ازلى و ابدى است ولى موجودات چه ارواح و مجردات باقى باشد و چه ماديات فانى همه و همه مخلوق حق سبحانه خواهند بود پس هيچ وجه شباهتى نه در ذات قدس ربوبى و نه در صفت و نه در فعل مقام ربوبى با مخلوقات و موجودات نخواهد بود .
و در همه منازل وجودى چه مخلوقات باقى و چه موجودات مادى و زايل پرتوى از آثار حريم كبريائى خواهند بود و اثر و فعل صادر هرگز وجود استقلالى در مقابل مؤثر و خالق نخواهند داشت و در هيچ جهت تماثل و يا شباهت ميان خالق و مخلوق نخواهد بود .
و خلق و آفرينش روح و نيروى عاقله كه سبقت وجودى داشته در صورت وجود مقتضى و پيدايش جنين روح كه نيروى محض است از عالم غيب تنزل داده شده و به جنين تعلق مىيابد بدون اينكه در تعلق نفس به جنين شرط و يا قيد داشته باشد و هر شرطى و يا قيدى لازم باشد به لحاظ وجود جنين است .
بالاخره تنزل نفس و تعلق به بدن عنصرى بطور ابداع و دفعى و آنى است بدون شركت موجودى و مراد آن نيست كه از عالم غيب و ما وراء به پائين آمده و روح ملكوتى بوده بلكه همان اجزاء درونى و بيرونى جنين بنام روان بوجود آمده و جنبه نباتى و رشد يافته هنگام مخصوص كه اجزاء تناسب يافته و آماده
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣١٦