تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
و امر بديهى است هرگز خردمندى احتمال نميدهد كه مراد از ابصار ديدن با نيروى حسى ظاهرى باشد بلكه مراد قوه واهمه است و نيروى واهمه بشرى نمىتواند حريم كبريائى را توهم نمايد و با نيروى واهمه خود ساحت او را در ذهن و خاطر ايجاد نمايد بفرض هر چه تصور و يا توهم نمايد كلى است . و بالاخره ابصار مراد عقول و افكار و قواى واهمه است نه بصر با ديدگان حسى زيرا لازم آن نفى جسمانيت و ماديت از حريم كبريايى است و اين امر واضح و قابل نفى نيست بلكه مراد آنست كه عقول و افكار بشرى قاصرتر از آنست كه حريم قدس را بقوه تعقل و يا واهمه در خاطر خود ايجاد نمايد از نظر اينكه بساطت وجود قدس ربوبى قابل ادراك و تعقل نيست بدليل اينكه آيه ميفرمايد
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ
و كلمة بصائر جمع بصيرة . مراد از بصيرت معرفت آيات و علائم حق تعالى است كه ظهور نموده و تجلى مىنمايد و از طريق عقل بايد آن علائم مورد تصديق و تعقل قرار بگيرد و علائم و آيات و معجزات حق تعالى با ديدگان ديده نمىشود بلكه آيات حريم كبريائى بطريق عقول مورد استفاده و احاطه قرار ميگيرد . هم چنان كه كريمه
فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها
مراد از جمله موصول من ابصر تصديق و تعقل و قبول است كه هر كه آيات و علائم حق تعالى را تصديق نمايد و وحدانيت حق تعالى را بپذيرد و ايمان آورد به نفع خود اقدام نموده است (
وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها
) مراد آنست كه هر كه آيات و علائم حق تعالى را تكذيب نمايد و به آن توجه قلبى ننمايد و در مقام انكار و تكذيب برآيد به ضرر و زيان خود اقدام نموده و از نعمت هدايت و سعادت خود را بىبهره نموده است همچنان كه كريمه
لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
تصريح نموده كه مراد عماى و فقدان بينائى حسى نيست بلكه عماى قلب و انكار و تكذيب قلبى است .