بشر از هر لحاظ چه بر حسب عقيده و حركات ارادى و جوارحى مورد سؤال قرار خواهد گرفت .
5 - بشر مالك خود نيست و عضو جامعه است به پيشگاه قدس ربوبى وظيفه او عبوديت و غرض از خلقت او است و در مقابل جامعه نيز عضويت دارد بالاخره حيات و زندگى بشر بر اساس مسئوليت از هر جهت خواهد بود و نشانه ارزش و اينكه در كمون او نيروى استكمال زياده بر تصور نهاده شده و هر چه در مقام رفع مسئوليت خود بر آيد به مقام عالىترى نائل خواهد شد و رمز سعادت نيز همين نكته است .
در نتيجه نيروى اختيار كه بهترين موهبت الهى است محدود است باينكه حق خود و سايرين را رعايت نمايد و حق كسى را تضييع ننمايد و وجوه خيريه واجبه از قبيل زكوات و صدقات واجبه و غنائم و خمس و كفارات بر حسب آيات كريمه از نظر رعايت حقوق مالى نيازمندان است .
و آيه كريمه
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
ناظر به اين حقيقت است كه حفظ و پنهان نمودن ثروت و سيم وزر تا حدودى است كه سبب تضييع حقوق اجتماعى مسلمانان نشود و چنان كه جامعه اسلامى را خطرى تهديد نمايد و محتاج ببذل مال باشد نفقه آن به عهده سرمايه داران است كه في سبيل اللَّه به مصرف برسانند در اختيار حكومت اسلامى گذارند و گر نه مورد تهديد به عقوبت قرار خواهد گرفت .
خلاصه افاضه وجود و شعاع هستى از حريم قدس كبريائى از لوازم صفت ربوبيت و گسترش خير محض است كه عوالم امكانى را فرا گرفته و نظام آن را مسطورهاى از نظام كبريائى خود ارائه دهد بر اين اساس غرضى منظور نخواهد داشت و هر فاعل مختار اقدام بعملى بنمايد لا محاله فايده آن عمل شريفتر خواهد بود از فاعل زيرا غرض و فايده مقصد فاعل مختار است و چنانچه ساحت قدس