بود نتيجه آنست كه فاعل و خالق موجودات و افاضه دائم بعوالم امكانى از ساحت قدس ربوبى است همچنين غايت و غرض از فيوضات كه عوالم را فرا گرفته ساحت قدس ربوبى است كه فاعل و خالق و نيز غرض از نظام خلقت مىباشد پس موجودات امكانى از حريم كبريائى منبعث شده و به آن مقام نيز باز خواهد گشت .
از بيان گذشته استفاده شد كه مفاد
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
از نظر آنست كه ساحت كبريائى مورد سؤال از فعل و آثار خود قرار نميگيرد در اثر آنست كه واجب الوجود و هر چه از حريم قدس او ظاهر و منبعث شود لا محاله صالح و خير محض بوده است و عبارت از فيض وجود و هستى است كه خير محض است و امر شرّ و عدمى از ساحت قدس او صادر نخواهد شد و نيز با توجه باينكه از فعل و آثار خود غرضى در نظر ندارد از نظر اينكه غنى و بىنياز است حاجت و فقر و نقصى در حريم او راه ندارد تا اينكه بواسطه افعال خود آن نقص را رفع نمايد و نيز غرض زائد سبب تركيب ذات و كثرت فعل و انفعال است و ساحت ربوبى منزّه از نقص است بر اين دو جهت ساحت قدس ربوبى مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد گرفت .
ولى قول باينكه ساحت كبريائى مالك و خالق موجودات است و هر چه بخواهد در مورد موجودات و نظام جهان خير و يا شر اجراء نمايد مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد گرفت و كسى حق سؤال و مؤاخذه از مالك على الاطلاق جهان ندارد و برهان ديگر آنست كه هر چه را اراده نمايد خير و يا شر بوجود خواهد پيوست و محتاج بمرجح نخواهد بود .
پاسخ گفته شد ساحت قدس ربوبى مالك على الاطلاق نظام خلقت است منافات ندارد كه بطور كلى فعل شرّ كه مستلزم ضرر و يا اختلال نظام باشد خود عمل ناسزا خواهد بود قطع نظر از آنست كه كسى حق مؤاخذه به او ندارد از اينكه مالك على الاطلاق است خود فعل صادر كه مستلزم ضرر و زيان باشد .