بطور تبع در نتيجه آن اسماء و صفات تأخر ذاتى از وجود واجب بسيط خواهند داشت بلكه اسماء و صفات ظهور وجود واجب است .
زيرا وجود محض و بسيط همان حى و قادر و عالم محض و بسيط است و هر يك از صفات حيات و قدرت و علم ظهور وجود واجب قائم بذات و نور محض هستند كه از پرتو آنها عوالم امكانى پديد آمده و صفات و كمالات وجودى حريم كبريائى را ارائه و نمايش ميدهند .
هم چنان كه ذيل روايت فرموده ( هو اول اسمائه علا على كل شىء ) كه صفت العلى را اعلام فرمود به منظور اينكه جنبه آثار و مظاهر امكانى ربوبيت خود را اعلام فرمايد كه بر همه ما سواء از عوالم امكانى علو ذاتى دارد كه آنها را از كتم عدم و از لا شىء بعرصه هستى در آورده است و علو و رفعت ذاتى زياده بر اين تصور ندارد .
از اين بيان استفاده شد كه ميتوان گفت از نظر توضيح هم چنان كه ماهيات معرف موجودات هستند مثلا معرف حد وجودى انسان حيوان ناطق است و حد وجودى و كمال او نطق و ادراك كليات و تعقل است همچنين صفات مقام كبريائى مانند عالم وحى و قادر و همچنين مبادى وجودى كمال مانند حيات و علم و قدرت معرف ساحت ربوبى است و اينكه وجود بحت بسيط است كه عين علم و حيات ازلى و قدرت نامحدود است و وجود كبريائى نور محض و قدرت محض و علم ازلى محض است در اثر اينكه صرف كمال و وجود محض است در حريم كبريائى شائبه كثرت و تعدد و يا تركيب نخواهد بود .
با توجه باينكه از نظر اينكه صفات كمال وجودى از شئون ذاتى و تعينات وجودى است تمايز ميان صفات از يك ديگر و همچنين تمايز آنها از ذات كبريائى مفهوم ندارد بلكه از مظاهر كبريائى بوده و همه آثار امكانى از شئون صفات ذاتى او خواهند بود و بالاخره نظام عوالم امكانى مسطورهاى از تعينات ذاتى و
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٢