است از نظر كمال بساطت ذات و صفات او كه عين ذات اويند و مانند بشر نيست كه وجود او عاريتى باشد در اثر آن همه صفات او نيز لا محاله عارضى و عاريتى خواهد بود و از نقص وجودى براى اقدام بهر عملى ناگزير باشد از اينكه از نيروى تصور و يا تصديق و تفكر استفاده نمايد آنگاه به عمل اقدام نمايد .
قوله
و لكنه اختار لنفسه اسماء لغيره يدعوه بها اذا لم يدع باسمه لم يعرف
. از نظر اينكه ساحت قدس ربوبى به بشر بايد اعلام نمايد و توحيد و يگانگى و صفات كبريائى خود را بمردم بشناساند از اين نظر بر اين صفات كبريائى نامگذارى نموده مانند لفظ جلاله اللَّه و عالم و قادر وحى و مانند آنها و جزء برنامه مكتب توحيد قرار داده است كه بدين وسيله اهل ايمان ساحت قدس ربوبى را بوسيله آن اسماء و صفات بشناسند و معرفت يابند و او را در حاجتهاى خود بخوانند و اين وظيفه از شئون صفت ربوبيت ساحت كبريائى است .
هم چنان كه بر ذات تعبير نموده بجمله
( اذا لم يدع باسمه لم يعرف )
چنانچه ساحت قدس ربوبى خود را معرفى نفرمايد و صفات خود را اعلام نفرمايد هرگز بشر بدان متوجه نخواهد شد و نقض غرض از خلقت بشر و تأسيس مكتب تعليم و تربيت و سوق او بكمال است .
قوله
: فاول ما اختار لنفسه العلى العظيم لانه اعلى الاشياء كلها
: از نظر اينكه لازم صفت ربوبيت آنست كه صفات وجودى خود را بمردم اعلام فرمايد نخستين نامى كه انتخاب فرمود صفت ذاتى العلى العظيم است كه علو ذاتى و عظمت ازلى خود را معرفى فرمود .
و بديهى است علو و عظمتى زياده بر خلق و آفرينش نخواهد بود كه از لا شىء موجودى را بوجود آورد و به صفت كبريائى و علو ذاتى و عظمت ازلى خود را