تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
قدس او را نخواهند داشت و نقض غرض از خلقت و بناگذارى مكتب تعليم و تربيت بشرى است .

قوله

لانه لم يكن يسألها و لا يطلب منها : بيان صفت سلبى است كه ساحت كبريائى هرگز نسبت بامرى به خود و درون خود رجوع ننموده و از طريق تصور و تروى و حديث نفس و تفكر و انديشه بفهمد صلاح فعل را هم چنان كه بشر در اقدام بهر عملى ناگزير از ضعف وجودى بايد بر اساس تصور و انديشه و تفكر اقدام نمايد و ساحت كبريائى از نظر اينكه واجب الوجود و قدرت او فوق تمام و اراده او نافذ است بدون اينكه وابسته بتفكر و انديشه باشد هر چه را بخواهد ايجاد خواهد فرمود .

قوله

هو نفسه و نفسه هو : بيان آنست كه ساحت كبريائى عارف بذات كبريائى است و ذات خود نيز معرف و عرفان و معرفت خواهد بود و عرفان و حضور شىء عبارت از آنست كه حاضر لذاته باشد هم چنان كه هر موجود مجردى خود را مىيابد و به خود معرفت دارد هم چنان كه روح بشر به خود معرفت دارد و خود را مىشناسد و نزد خود حضور دارد ولى بشر در اثر ضعف وجودى در اقدام بهر امرى محتاج به تصور و تروى و تصديق به فائده و به كار بردن نيروى حديث نفس و فكر و انديشه است تا بتواند صلاح و فساد عمل خود را ارزيابى نمايد آنگاه به آن عمل اقدام خواهد نمود و نظر باينكه ساحت قدس ربوبى تام و فوق تمام است هرگز احتياج به اين مقدمات ندارد براى اقدام بعملى احتياج ندارد كه به خود توجه نمايد و از طريق تصور و يا تروى و تفكر و انديشه صلاح و يا فساد عملى را بسنجد آنگاه اقدام نمايد زيرا ذات كبريائى از ازل به همه امور عالم بوده و امرى از حريم قدس او پنهان نخواهد بود و بعلم ازلى و قدرت ذاتى خود هر چه را بخواهد انجام ميدهد و ذات او عين علم و قدرت است هم چنان كه قدرت و علم او عين ذات قدس كبريائى