با اشكال و محذورى نخواهد بود و از نظر اينكه انتطام زندگى بشر محصول خلقت است نظام بعلم و تربيت بشر نيز بر اين اصل استوار خواهد بود .
طبق شرحى كه گذشت فعل صادر از بشر كه از نيروى روانى مدر كه و محركه و جوارحى او صورت ميگيرد ارتباط معنوى دارد با نيروى غيبى الهى و در عين حال صدور فعل به اختيار فاعل مختار از نظرى بشر مجبور خواهد بود از لحاظ قوا و نيروهاى مدركه و محركه جوارحى را ساحت كبريائى در او بوديعت نهاده از نظر نظام تام و اينكه بشر قدرت و نيروى ادراك و عمل داشته باشد و بمقاصد خود بتوانند نائل گردد .
بدين جهت گفته شده كه انسان مختار بطور اجبار و اضطرار اقدام برفع نياز و رويدادهاى خود مينمايد از اين نظر گفته شده كه بشر در فعل و در سير و سلوك در زندگى خود به همان نظر كه مختار است و نيروى اختيار را به كار ميبرد به لحاظ ديگر مجبور خواهد بود از نظر احتياج ذاتى بسيارى كه هر لحظه دارد بر اين اساس مختار و قادر بطور اطلاق كه هيچ گونه شائبه حاجت و اجبار در او نيست ساحت كبريائى خواهد بود كه غنى و قادر بطور اطلاق است و جز ساحت قدس او بشر در حركات و افعال ارادى و رفع نيازهاى خود مضطر و به نظرى مسخر خواهد بود ولى تسخيرى كه غرض مقصد خود را مىفهمد .
و بطور تنزل امر معقول به محسوس مانند فعل و حركت اعضاء و جوارح انسانى است كه محكوم نيروى احساس و ادراك است و روح و نيروى عاقله بر هر دو نيروها احاطه تدبيرى دارد و بدون تأثير روح هرگز نيروى ادراك و حركت جوارحى به كار نميرود و تا هنگامى كه روح و نيروى عاقله هر يك از حواس درونى و يا اعضاء خارجى را به حركت درنياورد از خود آنها اثرى پديد نخواهد آمد .
و بعبارت ديگرى روح و نيروى عاقله از طريق هر يك از حواس درونى مدركه و باطنى و نيز از طريق نازل هر يك از اعضاء و جوارح ظاهرى تأثير مينمايد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٨٤