تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
روح از عالم امر است و بدون سبب بطور دفعى آفريده شده است باقى و ابدى بوده زوال و فناء پذير نخواهد بود . و اما بدن مادى و عنصرى از عالم خلق است و از عناصر اخذ شده است كه همه ذرات آن قابل تحول است بر اين اساس بدن انسانى موجود طبيعى است و نسبت اعضاء و جوارح بروح قوه عامل است كه بطور اعداد پيوسته آماده انقياد و فرمانروائى است و نسبت روح به بدن عنصرى تدبير و تأثير و بالاخره در اثر تعلق و رابطه وابستگى كه روح نسبت به بدن دارد و خود روح تعلقى است و متحد بيكديگرند و بطور انضمام نيست . از اين نظر روح از حواس ظاهر بدن استفاده مىنمايد و هر چه روح بوسيله اعضاء و جوارح خود انجام دهد روح استفاده نموده پيوسته از عالم خارج از مسموعات و ديدنىها و ساير حواس استفاده خواهد نمود و در قواى درونى روح ذخيره مىشود و هر چه را روح از عقيده و خوى و حركت و عمل استفاده نمايد و در درون خود ذخيره نموده يعنى مورد ادراك قرار خواهد گرفت و هر چه را بر آن احاطه بيابد مورد ادراك قرار دهد و از آن تعبير مىشود بوجود مثالى روح از اين جهت هر فردى از آنان خردمند داراى وجود طبيعى و مثالى خواهد بود و وجود مثالى به لحاظ آنست كه قابل رشد بوده و به صورت حقيقت خواهند در آمد . بديهى است اعضاء و جوارح داراى احاطه تدبيرى روح نسبت به آنها تأثيراتى خواهد داشت در اثر تحريكات و تدبير هم‌چنانكه حرفه و صنعت و صنايع از جمله آثارى است كه روح در اعضاء جوارح خود پديد مىآورد و در اثر تحريكات و تدبير روح در باره اعضاء و جوارح خود لا محاله نيروئى در جوارح پديد خواهد آمد هم‌چنانكه در اثر تحكيم رابطه روح با خالق عز اسمه لا محاله بدن نيز اثرى از صفاء و نورانيت و قدرت خواهد يافت مثلا از ملازمت بعبادت و قيام و تهجد اعضاء و جوارح نيز از اين فضايل بهرمند خواهند شد نيرو و قدرتى كسب خواهند نمود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 414 | محمد حسينى همدانى نجفى