بالاخره هر چه روح در باره تدبير و به كار بردن اعضاء جوارح در طريق اداء وظايف دينى جوارح نيرومند خواهد شد .
مثلا در اثر امساك و روزهدارى كاملا در مقام صبر و بردبارى در برابر گرسنگى خواهد درآمد بلكه در كثرت ممارست بامساك جوارح آن چنان آشنا شده كه حس گرسنگى و ضعف را نخواهد نمود از اين نظر مىتوان تفسير نمود باينكه بدن عنصرى نيز ممكن است در اثر اكتساب اين گونه كمالات داراى وجود مثالى و ادراك كمال و فضيلت خواهند بود .
بالاخره در اثر ترقى و تكامل هم شأن با روح خواهد بود و همانطور كه روح اهل ايمان و تقوى در اثر ممارست و التزام باداء وظايف الهى به مقاماتى از كمال و قرب و تجرد خواهد نائل شد به همان منوال اعضاء و جوارح او نيز از نظر انقياد و تبعيت از روح صفاء و نورانيت معنوى خواهد يافت .
بالاخره در تمام مراحل سير و سلوك و افعال اختيارى بشر كه بتدبير روح تعلقى صورت ميگيرد اعضاء و جوارح بدن فاعل مختار نيز سهم بسزائى خواهد داشت از نظر اينكه نيروى عامل بوده و شهادت هر يك از اعضاء و جوارح در پيشگاه مقام كبريائى در صحنه قيامت نيز بر همين اساس شركت نهاده شده كه نسبت بارتكاب و مباشرت اعضاء و جوارح اقرار بوده و در باره روح شهادت و گواهى خواهد بود .
و به منظور تشريح وجود مثالى و حيات ادراكى بشر در عالم برزخ بر حسب آيه
وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا
چند امر يادآورى مىشود .
1 - در عالم برزخ عقوبت اشقياء از طريق عرضه دوزخ است هر صبح و شام بهر يك از آنان ارائه مىشود .
2 - ارائه دوزخ از مكان بعيد و بر اساس تمثل و ادراك روحى وحشتزا خواهد بود .