او چيزى اضافه و زياده نخواهد بود كه عارض قدس او شود و نيز لازم آن عروض و امكان است .
و محظور و فساد ديگر آنست كه لازم عروض كثرت و انفعال در اثر حصول فعل و از قصد زايد و فعل چنانچه نتيجه و فايدهاى بدست آورد لازم آن انفعال و كثرت است هر فاعل كه در فعل و عمل نتيجه و فايده را قصد داشته آن شىء و غرض لا محاله مقصد و افضل خواهد بود و فاعل دانى و نازلتر از مقصد خود مىباشد بفرض كه ساحت كبريائى قصد امرى را داشته باشد از هر نحوى از امور باشد محال است و شاهد بر نقصى است و منظور از عمل استكمال و بدست آوردن مقصد مىباشد .
زيرا ساحت كبريائى تام و تمام و كامل و بىنياز است وجود او اعلى و افضل درجات كمال است و هر گونه كمال و فضيلت از رشحات موهبتهاى او است چگونه تصور ميرود كه در اثر مخلوق غرض و فضيلت كسب نمايد .
و محظور ديگر اينكه قصد زايد و يا از فعل نتيجه و فايدهاى براى كبريائى او حاصل شود لازم فاسد آن كثرت و انفعال و تركيب است در صورتى كه مقام كبريائى واحد و بسيط واجب من جميع جهات مىباشد در نتيجه براى فعل و آثار كبريائى لميت و غرض نخواهد بود بالاخره از نور محض فقط نورانيت ظهور خواهد نمود .
قصد و غرض در اثر فقدان كمالى است كه به آن نايل شود و استكمال و استفاده نمايد لا محاله قصد و غرض زايد بر ذات كبريائى خواهد بود و با وحدانيت و احديت مقام كبريائى منافات دارد ولى صدور آثار و افعال از مقام ذات كبريائى كه مجرد افاضه است لازم ذاتى مقام كامل كبريائى است .
بالاخره قصد و غرض در موردى صادق است كه به نتيجه و فايدهاى نايل شود و نظر باينكه ذات مقام كبريائى وجود حقيقى و بسيط و كامل است قصد و توجه به نتيجهئى خلف فرض است زيرا همه فيوضات از مقام كبريائى او صادر مىشود هرگز غنى على الاطلاق از موجودات و مخلوقات و آثار خود استفاده نخواهد نمود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٩٧