و اما موجودات علوى و ارواح قدسيه و اهل ايمان و سلسله بشر و ساير موجودات مادى و سفلى بديهى است كه فاعل مختار از اقدام خود بعملى لا محاله غرض در نظر گرفته و بدان سوء قصد و توجه مىنمايد و بدان سو به تكاپو در مىآيد و آن غرض مقصد حركت و منتهى سير كمالى او خواهد بود از اين نظر عالىتر و شريفتر و افضل از شخص فاعل خواهد بود .
اما موجودات قدسيه مانند فرشتگان مقرب كه غرض آنان تقرب به پيشگاه كبريائى است كه عين مسئوليت و اجراء آنست و به همين قياس ارواح قدسيه و در باره سلسله اهل توحيد و پيروان مكتب توحيد و قرآن نيز قيام بوظايف و سوق بكمال است كه از نظر اشتياق بلقاء ساحت كبريائى پيوسته قيام بعبوديت مىنمايند و نيز غرض آنان تشبه بصفات كبريائى خواهد بود .
بلكه غايات براى همه مراتب وجود مقرر فرموده است كه منتهى سير و حركت آنها آثارى از آنها پديد مىآيد كه نظام زندگى اجتماع بشرى بر آنها استوار خواهند بود بالاخره مسئوليت تكوينى حيوانات و نباتات و جمادات همان فوايد و آثار آنها است كه خواه ناخواه بر آنها مترتب خواهد شد .
همچنانكه بشر بر حسب طبع و ذات عبوديت تكوينى و مسئوليت ذاتى دارد بر حسب اراده و سير و سلوك اختيارى نيز مسئوليت خواهد داشت بالاخره مسئوليت لازم عبوديت تكوينى و خلق است كه در تمام مراتب سارى و فرمانروا است .
بديهى است براى تقريب در باره ساحت كبريائى كه خالق و آفريدگار جهان و عوالم امكانات منزه از مسئوليت خواهد بود بلكه شأن كبريائى او سؤال و مؤاخذه از همه مسئولان و موجودات ارادى و اختيارى است .
و ظاهر آنست كه مفاد آيه
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
همين باشد و مفاد آيه
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
بيان آنست كه براى هر يك از سايران طريقه مخصوصى مقرر شده خواه ناخواه آن را خواهند پيمود و بدان سو رهسپار