تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
مينمايد كه غرض و صحت آن و نيز عمل منتج آن غرض و فايده بوده و در بر داشته است بهر جهت مورد سؤال قرار خواهد بود بالاخره لميت و غرض براى فعل فاعل مختار بطور لزوم خواهد بود ولى در باره ساحت كبريائى لميت و غرض نخواهد بود زيرا غرض از آن تحصيل امر زائد است و در باره ساحت كبريائى تحصيل امر زايد خلف فرض است كه توأم با امكان خواهد بود . بعبارت ديگر از نظر كمال و وجوب وجود ساحت كبريائى غرضى كه نخواهد آن را بوجود آورد ساحت كبريائى غنى و بىنياز است و غرضى و تحصيل ندارد و خلف فرض غنى بالذات است ولى غير ساحت كبريائى غرض از عمل تحصيل فايده است در اين نظر مورد سؤال و اعتراض قرار خواهند گرفت كه مقصود از عمل فايده بود و صالح بوده و يا پس از عمل غرض و فايده صورت گرفته است يا نه . بر اين اساس گفته شده كه ساحت مقام كبريائى ( لا لمية و لا غرض بفعله و
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
) ولى غير ساحت كبريائى غرض تحصيل فايده و تكميل نقص است بدين جهت مورد سؤال قرار گرفته و به پيشگاه كبريائى مسئوليت خواهد داشت و بر تقدير صلاح مورد مژده اجر و پاداش خواهد بود . بعبارت ديگر قصد و توجه بامرى و عملى لا محاله مستلزم تحصيل آن امر معدوم است كه در اثر تحصيل و سعى به آن مقصد برسد و بدست آورد و دو لازم فاسد بر آن مترتب مىشود يكى اينكه امر معدومى را تحصيل نمايد و ديگر لازم آنست كه ناقص بوده و در اثر تحصيل و كسب آن فايده را بدست آورد و هر دو امر محال است زيرا ساحت كبريائى اقصى مرتبه كمال و فضل و هر فضيلت و كمال از پرتو موهبت او است چگونه تصور ميرود كه از مخلوقات و مجعولات خود كسب كمال و فضيلت نمايد از اين نظر محال است كه ساحت كبريائى قصد امرى را داشته باشد كه در ذات كبريائى او نباشد و تحصيل نمايد و لازم تحصيل نيز آنست كه فايده و نتيجه زايد بر ذات كبريائى خود خواهد بود و اين امر محال است زيرا بر ذات كبريائى