و آنچه در خارج است چنانچه معلول باشد متعلق به غير خواهد بود از اين جهت علم به او و خبر از او فقط از طريق علم به سبب و مقوم وجودى او خواهد بود و گر نه علم به آن سبب علم به معلول و همچنين خبر از او سبب خبر به معلول و مسبب نخواهد بود .
همچنانكه علم و يقين بمعلول كه سبب دارد هرگز تحقق نخواهد يافت جز از طريق علم به سبب و موجودى كه سبب ندارد هرگز امكان ندارد علمى قطعى به او جز از طريق شهود ذات او .
نتيجه اينكه علم به سبب هر موجودى دليل منحصر به او است و موجودى كه سبب و علت ندارد دليل و برهانى بر وجود خود او نخواهد بود و وجود حقيقى كه سبب ندارد ساحت كبريائى است و او برهان براى هر موجودى خواهد بود يا بذات و بلا واسطه و يا بوسايطى از ذات كبريائى .
آيات كريمه قرآنى از مقام ربوبى شرف صدور يافته و بر قلب نورانى رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله از طريق وحى القاء شده و از عالم غيب و شهادت و از مقام سير بعالم ظاهر و علانية تنزل نموده و انتقال يافته است و هر كتابى كه اين چنين صادر شده و نازل باشد كتاب مقام كبريائى است و بر رسولى كه نازل شده او نبى و رسول از جانب حق تعالى براى هميشه خواهد بود و كتاب و دين او نسخ پذير نخواهد بود .
و بالاخره آيات كريمه قرآنى بطور تلقى وجودى برسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله القاء شده است و قابل نسيان و زوال نخواهد بود و اما ساير كتابهاى آسمانى اين چنين از مقام كبريائى شرف صدور نيافته بلكه از طريق خارجى سماع و يا قرائت و يا الواح و يا روايت و يا از طريق درس و بحث و مانند آنها بوده كه معرض خطاء و يا شهود يا اشتباه احتمالا خواهد بود و نيز بر عموم نازل شده و اختصاص برسول نداشته است .
نظر باينكه نزول آيات كريمه قرآنى بر اساس اعجاز و القاء وجودى و تعليم و موهبت وجودى رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله بوده هرگز قابل نسيان و يا تزلزل نخواهد بود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٢٤