هر دو اشتراك و نيز جهت امتياز باشد در نتيجه مركب بوده و هر مركب ناقص و مخلوق خواهد بود همچنانكه واجب الوجود است صرف حقيقت علم و صرف حقيقت حيات و قدرت است و نيز واحد حقيقى است كه بر موجودات قاهر است و همه بقيام كبريائى او وابستهاند .
و چنانچه صفت در يكى از آن دو بنحو شديد و ديگرى به نحو ضعيف باشد تشبيه لازم نخواهد بود .
لفظ يا مشترك لفظى است مانند كلمه عين كه حدود هفتاد معنى از آن استفاده مىشود و يا بطور حقيقت و مجاز است مانند اشتراك بر شخص شجاع و نيز بر حيوان مفترس گفته مىشود و يا متواطى است كه بر همه افراد بدون تفاوت كمال و شدت صادق است .
قسم ديگر عبارت از عنوان كلى مشترك است مانند وجود كه حقيقت آن مقول به تشكيك است مثل نور كه انواع بىشمار و مقول بتشكيك خواهد بود و يا مثل علم كه از شدت بىنهايت و ضعف قياس به يكديگر نخواهد شد مثلا علم ذاتى ساحت كبريائى و علم فردى از بشر بامر خارجى هر دو از مقوله علم هستند ولى از شدت و ضعف نميتوان هر دو را به يكديگر قياس نمود علم ساحت كبريائى او ذاتى ازلى و ابدى است و علم بشر زايد بر ذات و حصولى از خارج و معرض نسيان است .
همچنين نور ذاتى حقيقى قائم بذات كه شدت وسعه آن عوالم امكانى را فرا گرفته زياده بر تصور است و نور شمع كه شعاع چند سانتىمتر زياده ندارد همچنين علم ذاتى حقيقى ساحت كبريائى كه حقيقت آن انكشاف ظهور همه اشياء بطور دائم و شائبه جهل در آن نمىباشد و بعض اقسام علم عرض و انفعال و ناقص است مثل علم افراد بشر كه جسمى را از بعيد مشاهده نمايند كه از هر لحاظ مجهول است .
اين دو حقيقت را نبايد قياس به يكديگر نمود بالاخره مفاهيم بسيارى از لحاظ شدت و ضعف مراتب تشكيك و مختلف دارد و گر چه مرادف و در لفظ يكى هستند
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٦٥