هر چه از كمالات وجودى دارند از ناحيه آفريدگار است كه بهر يك با حدّ وجودى آن افاضه فرموده و همه كمالات از شئون وجودى است كه بر حسب اقتضاء بموردى افاضه مىشود .
6 - صفت كمال هر چه فرض شود از شئون وجودى است كه مقول بتشكيك است از اين رو صفات كامله ذاتى كبريائى خواهند بود و كثرت معانى بطور اطلاق با وحدت حقيقى موجود منافات ندارد همچنانكه وجود عاقل كه صورت مجرد و معقول به آن عارض مىشود هر دو يكى هستند و هر سه معنا عاقل و معقول و عقل در يك مورد صادق است از نظر اينكه سبب كثرت نه در ذات و نه در جهات آن نخواهد شد .
7 - نظر باينكه وجودى كه بطور عاريت بهر يك از مراتب موجودات افاضه مىشود پرتوى است كه از ما وراء عالم طبع به موجودات جهان پرتو افكنده و هر مرتبه از كمال نيز از شئون وجودى است كه بر حسب اقتضاء به موردى افاضه شده است لا محاله اثر كمال نيز تابع شدت و ضعف وجودى است كه بهر مورد افاضه مىشود و صفات كمال در باره مخلوق مثل انسان زائد بر ذات و صفات كمال خارج از ذات او خواهد بود .
8 - بر اين اساس كه وجود عاريتى امتياز ذاتى از ساحت آفريدگار دارد و كمالات وجودى نيز تابع و از شئون وجود عاريتى است نتيجه آنست كه هرگز مخلوق با خالق مثل و يا از لحاظ اثر مشابهت نخواهد داشت و همچنين مقام ساحت كبريائى ند و يا ضد نخواهد داشت خلق اضداد در نظام طبع شاهد آنست كه هر موجودى كه داراى ضد است مخلوق خواهد بود و همچنين از نظر اينكه فعل و اثر بايد ملائم با فاعل مختار باشد وجود ضدى براى ساحت كبريائى نخواهد بود از جمله ضد امر وجودى است و بهرهاى از وجود دارد و موهبت وجود اختصاص بساحت كبريائى دارد .
9 - هر موجود امكانى داراى حد و مرزى است و لازم آن آنست كه ساحت كبريائى خالق آنست بديهى است با ضعف وجودى كه پرتو و عاريتى است محال است
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٥٩