روايات
الحديث الثانى عشر
على بن محمد و محمد بن الحسن ، عن سهل بن زياد ، و محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد بن عيسى جميعا ، عن أبى هاشم الجعفرى قال : سألت أبا جعفر الثانى ( ع ) : ما معنى الواحد ؟ فقال اجماع الالسن عليه بالوحدانية كقوله تعالى :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
.
شرح
معرفت و ساحت كبريائى آفريدگار امر فطرى است و در نيروى هر خردمندى نهاده شده و هر كه خود را مخلوق و پديد آمده بداند بطور بداهت خواهند تصديق نمود كه آفريدگار جهان او را آفريده است و كريمه
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
ناظر به همين فطرت و كمون هر خردمندى است كه آفريدگار جهان واحد و قاهر يكتا و داراى صفات كمال وجودى و قدرت و حيات و عظمت و كبريائى خواهد بود و چنانچه از هر خردمندى سؤال شود نميتواند خود را و يا پدران و اجداد خود را آفريدگار خود معرفى نمايد و مجبور است كه بطور بداهت بگويد همان آفريدگار كه جهان را از كتم عدم بوجود آورده مرا و پدران و اجداد مرا نيز آفريده است .
همچنان كه روايت شده كه شخص زنديقى بحضور امام صادق عليه السّلام وارد شده سؤال نمود از امام چه دليل دارى بر اثبات صانع و آفريدگار امام عليه السّلام از شخص