همچنين جملهء او بامساك له آنست كه مكانى و ظرفى او را نگهدار و در آن استقرار يابد ممتنع است .
و همچنين جمله او من شىء سبقه بيان آنست كه چنانچه كسى گمان كند كه ساحت ربوبى از موجود كه بر او سابق و مبدء وجود مقام قدس كبريائى پنداشته است اين گمان نيز كفر و الحاد است و ساحت قدس ربوبى موجود بحت و بسيط ازلى و منزه از نقص و امكان و حدوث و تحيز است .
همچنين مفاد روايت ديگر كه فرمود هر كه گمان كند كه حق تعالى از شىء بوجود آمده است ساحت ربوبى را حادث و مخلوق پنداشته زيرا محدث و حادث همان مخلوق و آفريده است و همچنين هر كه گمان كند كه ساحت او در مكانى متحيز است او را محصور و محتوى و محاط پنداشته است و نيز هر كه پندارد كه ساحت او بر جايى استقرار دارد او را محمول پنداشته و ساحت كبريائى را آن موجود حمل مىنمايد و او را در بر دارد و همه اين احتمالات كفر صريح و بر خلاف حكم خرد است و ساحت ربوبى نور محض حقيقى زياد وجود بسيط و صرف كمال و منزه از نقص و امكان است .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢١١