و خواسته است كه بطور مستقيم با منبع فيض ارتباط مىيابد و واسطه ديگرى نيست و به فعل صادر و كن ايجاد قول گفته مىشود به لحاظ تمثل و تنزل امر معقول به محسوس است .
و بيان چگونگى صدور فيض وجود است كه وابسته به شرط نخواهد بود مانند انشاء بقياس اخبار زيرا انشاء وابسته بواقعيتى نيست كه از آن نظر صدق و كذب داشته باشد بلكه وابسته و قائم بمنشى است يعنى انشاء و ايجاد فعل صادر از عالم امر است و تحقق وجود واقعيت در خارج بطور تدريج خواهد بود .
زيرا تدريج و حركت لازم لا ينفك موجود خارجى است و هر يك از صفات مقام كبريائى واحد حقيقى است كه هرگز در مخلوق نخواهد بود .
از اين رو صفات كبريائى مغاير و مباين آنچه در مخلوق تحقق مىپذيرد و بر ساحت كبريائى لطيف اطلاق مىشود از نظر لطافت كه در خلق و آفرينش به كار ميرود و نيز لطافتى كه در موجود بوديعت نهاده شده و آثارى بر آن مترتب مىشود .
بالاخره هر چه را بيافريند كمال لطافت در آن بوديعت نهاده و با لطافت آن را آفريده است و هر چه را از صفات كمال در موجودات بوديعت نهاده در ساحت كبريائى بطور اعلى و اشرف بدون قياس و بطور وجوب به آن متصف خواهد بود و على ذات مقام قدس بوده و بدون اينكه تركيب لازم بيايد .
از جمله آثار لطف كه در نباتات و اقسام بيشمار آنها نهاده كه زياده بر تصور و درك است و همچنين در حيوانات و انواع و اصناف بيشمار آنها از صغر جسم بعض حشرات كه قابل حس و مرئى نيستند .
بالاخره از كثرت انواع حيوانات و حشرات و الوان و اختلاف حالات و احوال آنها كه قابل درك و توصيف نيستند .
و چنانچه بنكات دقيق و لطائفى كه بشر در صرف غذا به كار مىبرد از آماده بودن غذا و جويدن آن و مضغ و فرو بردن غذا از طريق حلق و ورود بمعده و تحولاتى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٤