حقيقى و ادراك و صفاء خواهد داشت از نظر اينكه درخشانترين عوالم امكانى و ارجدارترين مسطوره نظام شريف كبريائى است .
روح كه دوره نظام برزخى را پيموده و بصحنه قيامت قدم ميگذارد از هر لحاظ قابل قياس به هنگام مفارقت او از بدن عنصرى خود نخواهد بود زيرا متوسط از اهل ايمان مثلا كه پايه ايمان و عقد قلبى آنان بر آنست كه پيوسته در باره عاقبت خود در خوف و رجاء باشند و اين صفت روانى بطور تساوى و تعادل استقرار داشته و هيچ گاه از خطر روانى و شيطانى از هر سو ايمن نبوده ولى ارواح اين گروه اهل ايمان كه دوره برزخى را پيموده و بصحنه درخشان قيامت قدم ميگذارند با كمال قدرت و اعتماد بفضل كبريائى و ثبات و شهود خواهند بود .
آيه
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ
عالم قيامت را معرفى نموده كه ظرف سكونت اهل ايمان در جوار رحمت و نيز ظرف خلود بيگانگان در دوزخ است و غرض اصلى تعريف موجودات و مظروف در آن نظام درخشان است كه بهره بسزائى از حيات دارند در صورتى كه ادراك و شعور و قدرت و خودكفائى و استكفاء همه از شئون و رشحات حيات و بقاء ابدى آنست .
و جمله ( لهى الحيوان ) بطور اطلاق همه شئون آن نظام را فرا ميگيرد و از نظر اينكه حيات بهترين موهبت و فيض است حقايق و درجات بىشمار دارد بديهى است تفاوت مراتب فيض در اثر قابليت مورد بر حسب نظام است و گر نه فيض كبريائى تام و تمام است .
نظام آخرت براساس حيات و قدرت هميشگى نهاده شده بدين جهت بدن عنصرى هر انسان كه از بىخبرى و تيرهگى جهان طبع رهائى يافته و پشت سر نهاده در پرتو و جاذبه روح خود بصحنه درخشان ابدى قدم نهاده ناگزير هر نيرواى بمانند ملكوت آن ظهور مىنمايد گويا كه ملكوت همان نيرو بصحنه پهناور قيامت نزول اجلال نموده و بر سراسر آن پرتو افكنده .