تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
نيروى بطور طولى قرار گرفته‌اند يكى نيروى روح و نفس انسانى و ديگر فرشتگان كه هر يك از نفوس كليهء مامور اجراى و وساطت در افعال اختيارى فردى از بشر هستند و از آن تعبير بملكوت مىشود و فرشته تدبير آن را به عهده دارد و اولى براى فاعل مختار كه خود به اختيار افعال مباشرى را بكمك قواى عامل و جوارح خود بوجود مىآورد معلوم و آشكار است . ولى علم و آگهى به نيروى غيبى فرشتگان بر مردم مستور است جز آنان كه يقين دارند كه ساحت كبريائى داراى جنودى است و عبارت از نفوس كليه است كه شهادت ميدهند باينكه جوارح آنان مرتكب گناهان شده و بجوارح خود اعتراض مينمايند كه براى چه به ضرر ما شهادت داده‌ايد . و بر حسب آيه پاسخ گويند (
أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
) پروردگار بر همه نيروها احاطه قيوميه دارد ما را نيز مسخر نموده كه آنچه كه روح بنيروى اراده ما را به كار برده در اين هنگام بدان شهادت دهيم . و آيه
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ
بيان آنست كه ملكوت هر موجود و آفريده‌اى همان نيروى غيبى و فرشته‌اى است كه شاعر و مدبر امور و متصرف در آنها باذن پروردگار است . و نيز بر حسب آيه
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
نيروى غيبى فرشته‌اى است كه زمام تدبير هر موجودى را به عهده دارد و ناصيه عبارت از آفرينش و صدور كن ايجاد و ملكوت آن و در حيطه كبريائى است . روح بر حسب نظام حركت بسوى كمال كه اساس خلقت بر آن استوار است سير تكاملى خود را در عالم برزخ و مثال در مسير نظام كلى چه در قطب عبوديت بوده و يا مخالف آن مراحلى را طى مىنمايد همچنين شعاع جاذبه روح كه دوره برزخى را مىپيمايد بدن عنصرى او نيز بهر هيئت كه باشد بتناسب خود مقاماتى را پيموده و پيوسته محكوم جاذبه روح بوده و پس از سير كمالى هر دو كه لحظه‌اى