تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
ايمن از هر گونه تغييرات جوّى و درونى است از نظر قدرت روح و صفاء آنها است كه بدن عنصرى خودشان را نيز تدبير مىنمايند و از فساد و زوال تا حدى جلوگيرى مىنمايند . هم چنان كه مرحوم آية اللَّه آقا على شبسترى قدس سره از جسد مقدس مرحوم صدوق دوم را هنگام تعمير مشاهده نموده چنين حكايت مىنمايد در سال 1306 هجرى كه زياده بر نهصد سال از رحلت او گذشته بوده است كه بدن مقدس او سالم بوده است با مشاهده عينى اين در اثر ارتباط خاصى است كه ارواح قويه و كامله اهل ايمان نسبت به بدن عنصرى خود دارند خلاصه با ملازمت سالها بعبادت و اداء وظايف الهى چگونه ميتوان گفت كه پس از قطع تدبير روح از بدن عنصرى همه شئون و آثارى كه سالها در اعضاء جوارح خود كسب نموده يك بار قطع مىشود و با همه اعضاء افراد ديگر يكسان خواهند بود بلكه رابطه معنوى ناگسستنى روح با بدن عنصرى خود خواهد داشت نه تدبير طبيعى بلكه تدبيرى كه در تصفيه خاك بدن خود و از صفاء و نورانيت آن كه در طريقه شعار عبوديت سير نموده كسب مىنمايد مانند سير خاك است بسوى طلا و فيروزج نه سير و تحول خاك بدن اهل ايمان به صورت نباتى و حيوانى كه سير طبيعى است بلكه غرض از سير و حركت در اثر جاذبه روح به آنست كه بدن و يا خاك بدن طريق صفاء و نورانيت را مىپيمايد مانند سنگ و خاك كه در اعماق زمين در اثر فشارها به صورت نقره و سيم و زر و طلا و ساير فلزات قيمتى درمىآيد . خلاصه از نظر اينكه جاذبه روح بدن و يا خاك اعضاء خود را بسوى شعار صفاء و نورانيت و هر چه از مجاهدات و قيام و قعود اداء وظايف عبوديت در بدن بوديعت نهاده است همان نيروى و شعار عبوديت تحكيم و به تكامل مىرساند . خلاصه علاقه تدبير روح نسبت به بدن و يا خاك آن سير و تدبير طبيعى نيست كه به صورت نباتى و يا حيوانى درآيد بلكه غرض جذبه‌اى است كه خود روح در اثر سير و تكامل بدن و يا خاك بدن خود را نيز به همان طريق كه روح در تكامل است همان