در نتيجه داعى به حق عالم بذات و موهوبى و اهل فلاح و رستگارى ذاتى خواهد بود .
و قسم ديگر وسيله انقياد و اطاعت از عالم حقيقى بحقايق امور است كه اين فخر و وسيله سعادت و كاميابى و عزت و فضيلت خواهد بود و اطاعت به معناى پيروى و در برابر قول و گفتار آنان تسليم و پذيرش محض باشد و در اداء وظايف دينى از امام و وصى رسول صلّى اللَّه عليه و آله كه عالم باللَّه است اطاعت و تبعيت نمايد كه فخر حقيقى و كمال وجودى است و به حكم فطرت و شرع وظيفه هر شخص عادى و افراد مسلمان همين است اين قسم اطاعت و پيروى از عالم حقيقى در امور دنيوى و دينى بالاتر و مهمتر از طاعت از موالى عادى است كه فقط در امور دنيوى به خدمت و با طاعت فرضى مالك خود باشند .
اطاعت از عالم حقيقى فخر براى مطيع است و چه براى شاهد و امام از نظر مقام ارجمندى كه دارد ولى بندگى و بردگى سبب مذلت و خارى است و در باره مالك فرضى نيز پنداشت فخر و خالى از هر فضيلت خواهد بود بدين نظر امام ( ع ) اعلام فرمود كه در باره وظايف الهى عموم مردم وظيفه دارند كه از قول و گفتار امام و وصى رسول ( ص ) پيروى نمايند و اين عزت و فخر حقيقى است و سبب سعادت ابدى خواهد بود .
بعبارت ديگر عبوديت در طريق اداء وظايف الهى قابل قياس به بردگى و خدمت امور دنيوى نيست زيرا از هر لحاظ عبوديت در طريقه علم و دانش و اداء وظيفه فخر و كمال متعلم و نيز در باره معلم است و چنانچه مردم بدانند كه چه فضيلت زياده بر تصورى براى عالم حقيقى و امام كه با تعليمات ربوبى ارتباط دارد هر آينه خواهند تصديق نمود كه عبوديت حقيقى كه عين كمال و فضيلت است اطاعت او خواهد بود نه مولويت فرضى و اعتبارى و مقام عالى اوصياء عليهم السلام منزه است از اينكه مردم را برده فرض نمايند بلكه دعوت آنان بپرستش ساحت كبريائى و آنان داعى به حق هستند هم چنان كه امير مؤمنان عليه السلام ميفرمود من در جنگ خيبر درب قلعه را يكباره
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٧٠